پادگرد
کاور شهریار | کوکبه‌ صبح
شعر با صدای شاعر

شهریار | کوکبه‌ صبح

۱۲ بهمن ۱۴۰۳ · 5 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: کوکبه‌ی صبح (شب به هم درشِکَنَد زلف ِچلیپایی را) ▨ شاعر: استاد شهریار ▨ با صدای: استاد شهریار ▨ پالایش و تنظیم این شعر: شهروز _________ شب به هم درشِکَنَد زلفِ چلیپایی را صبح سر می‌دهد انفاس مسیحایی را رنگ رویا زده‌ام بر افقِ دیده و دل تا تماشا کنم آن شاهد ِرویایی را از نسیم سحر آموختم و شعله‌ی شمع رسم شوریدگی و شیوه‌ی شیدایی را ناشناسی و چنین شیفته‌ام ساخته‌ای؛ وای اگر وا کنم آن چشم شناسایی را در دماغِ چمن از غالیه غوغا انگیخت گل که از زلفِ تو آموخت سمن‌سایی را سرو خواهد که به بالای تو ماند مسکین کاین همه مشق کند شوخی و رعنایی را جان چه باشد که به بازار تو آرد عاشق؟ قیمت ارزان نکنی گوهر ِ زیبایی را نیش و نوش است جهان؛ خوش به هم انداخته‌اند لذّتِ عاشقی و ذلّتِ رسوایی را گوش کن قصه‌ی اسکند و دارا که دگر نخوری غصه‌ی درویشی و دارایی را آری آن دستِ سکندر که برون از تابوت حکمت آموخته این طفلِ الفبایی را گوهر عشق توام حوصله دریا خواهد گوهری خواهمت این حوصله دریایی را شبنمِ صبحدم و کوکبه‌ی کوکب صبح شمع ِبزم چمن‌اند انجمن‌آرایی را باش تا سَر کِشد از پشت درختان، خورشید تا تماشا کند این بزم تماشایی را جمع کن لشکر توفیق؛ که تسخیر کنی شهریارا قرق ِعزلت و تنهایی را ▨ سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار ────── ♪ ────── پی‌نوشت یک: توضیح خود استاد شهریار درباره معنی واژه‌ی غالیه (در بیت پنجم)؛ چند بوی خوش که در هم آمیخته باشد. پی‌نوشت دو: متن فوق از روی صدای شاعر پیاده شده و با شعرِ چاپ شده در کتاب، کم و بیشی‌هایی دارد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.