پادگرد
کاور فاطمه اختصاری | تهران
شعر با صدای شاعر

فاطمه اختصاری | تهران

۱۷ فروردین ۱۴۰۴ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ شعر (ترانه): تهران ▨ شاعر: فاطمه اختصاری ▨ با صدای: فاطمه اختصاری ♪ پالایش و تنظیم: شهروز ♪ موسیقی ابتدایی: «مشترک مورد نظر» اثر مارتین شمعون پور ────── ♪ ────── تهران و بوی ذرّت مکزیکی و غروب تهران و چند خاطره‌ی افتضاح و خوب تهران و خط متروی ِتجریش تا جنوب این شهر ِخسته را به شما می‌سپارمش تهران ِسکته کرده‌ی از هر دو پا فلج تهران ِوصله پینه‌شده با خطوط ِکج تهران تا همیشه ترافیک تا کرج این شهر ِخسته را به شما می‌سپارمش من روزهای خونی و پر التهاب را من سطل‌های سوخته‌ی انقلاب را بر سنگ‌فرش ِکهنه بساط ِکتاب را بوسیدم و برای شما جا گذاشتم من خش و خش رفتگر از صبح زود را سیگار ِبهمن و ریه‌ی غرق دود را من هرکه عاشقم شده بود و نبود را بوسیدم و برای شما جا گذاشتم بلوار ِپُردرخت ِولیعصر تا ونک نوشابه‌های شیشه‌ای و تخمه و پفک کابوس‌های هرشبه از درد مشترک؛ یک روز می‌رسد که فراموش می‌شوند تنهایی‌ام نشسته میان اتاق‌ها بر بیست و هشت سالگی‌ام؛ جای داغ‌ها گریه نمی‌کنم همه‌ی اتفاق‌ها یک روز می‌رسد که فراموش می‌شوند

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.