پادگرد
کاور فروغ فرخ‌زاد | گنجشک منفرد
شعر با صدای شاعر

فروغ فرخ‌زاد | گنجشک منفرد

۲۳ خرداد ۱۴۰۴ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام قطعه: گنجشک منفرد ▨ شاعر: فروغ فرخزاد ▨ با صدای: فروغ فرخ‌زاد ▨ پالایش و تنظیم: شهروز _________ گفتم كاش مرا بال‌ها مثل كبوتر می‌بود تا پرواز كرده راحتی می‌يافتم هر آيينه به جايی دور می‌رفتم و در صحرا مأوا مي‌گزيدم می‌شتافتم به پناهگاهی از باد تند و طوفان شديد زيرا كه در زمين مشقت و شرارت ديده‌ام دنيا به بطالت آبستن شده و ظلم را زاييده است از روح تو به کجا بگریزم و از حضور تو کجا بروم؟ اگر بال‌های باد سحر را بگیرم و در اقصای دریا ساکن شوم در آنجا نیز سنگینی دست تو بر من است مرا باده‌ی سرگردانی نوشانده‌ای چه مهیب است کارهای تو چه مهیب است کارهای تو از تلخی روح خود سخن می‌رانم از تلخی روح خود سخن می‌رانم هنگامی كه خاموش بودم جانم پوسيده می‌شد از نعره‌ای كه تمامی روز می‌زدم به ياد آور كه زندگي من باد است مانند مرغ سقای صحرا و بوم خرابه‌ها گردیده‌ام و چون گنجشگ بر پشت بام، منفرد نشسته‌ام مثل آب ریخته شده‌ام و مثل آنانی که از قدیم مرده‌اند و بر مژگانم سایه‌ی موت است بر مژگانم سایه‌ی موت است مرا ترک کن مرا ترک کن زیرا روزهایم نفسی است مرا ترک کن پیش از آنکه به جایی روم که از آن برگشتن نیست به سرزمین تاریکی غلیظ آه، ای خداوند، جان فاخته‌ی خود را به جانور وحشی مسپار به یاد آور که زندگی من باد است و ایام بطالت را نصیب من کرده‌ای و در گرداگردم آواز شادمانی و صدای آسیاب و روشنایی چراغ نابود شده است خوشا به حال دروگرانی که اکنون کشت را جمع می‌کنند و دست‌های ایشان سنبله‌ها را می‌چیند بیایید به آواز کسی که در بیابان ِ بیراه می‌خواند گوش دهید آواز کسی که آه می‌کشد و دست‌های خود را دراز کرده می‌گوید: وای بر من زیرا که جان من به سبب جراحاتم در من بیهوش شده است ▨ فروغ فرخ‌زاد ـــــــــــــ پی‌نوشت: این قطعه، شعر و دکلمه فروغ فرخ‌زاد است در فیلم مستند «خانه سیاه است». فروغ در توضیح گفته که این شعر/تک‌گویی‌ها با الهام از عهد عتیق، سروده است.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.