پادگرد
کاور محمدعلی سپانلو | بعد از اسباب‌کشی
شعر با صدای شاعر

محمدعلی سپانلو | بعد از اسباب‌کشی

۱۲ تیر ۱۴۰۳ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: بعد از اسباب کشی ▨ شاعر: محمدعلی سپانلو ▨ با صدای: محمدعلی سپانلو ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــــــــ خانه را که رها کردید پرده‌ها فرو ریختند تابلوها افتادند کتاب‌ها را فروختید (قفسه ها به گروِ موریانه‌ها رفت) اما چه خرت و پرتی از چیزهای متروک کنج اتاق و گوشه‌ی رف‌ها ماند نظیر استکانِ ترک‌خورده‌ای که دیگر همراه شما نمی‌آمد و بوی ارتباط که نمی‌خواست خانه را بگذارد (از نامِ کهنه‌اش در منزل جدید خجل می شد) و حفره‌های پونز و میخ غیبت را عمیق‌تر می‌کرد. با رفتنِ شما، رخت آویز آرام چرخ زد و از چین‌خوردگیِ سکوت لبخند شرمناکی برخاست تا صبحِ روز بعد که نوبتِ نظافتچی شد تا خانه را بروبد از لحظه‌های اسقاط و رنگرز رسید با رنگدانِ خاکستر که مثل روز اول خلقت، نو بود و بی‌گذشته اما کسی نمی‌دید گل‌میخ را که ریشه در فراموشی داشت و نورِ دوردستش الهام‌بخشِ قابِ غیبت می‌شد. حسرت ادامه داشت در هر بهار آتش می‌کوشید روشن شود و چوب‌ها صدا می‌کردند تا عاقبت سکوت سرریز کرد و خلوت کامل شد با ظاهر بی‌آزارش گل‌میخ سال‌های سال به دیوار ماند روزی که عشق (با کرایه‌نشین جدیدش) می‌خواست چیزی بر آن بیاویزد دیوار، صاف بود ▨ محمدعلی سپانلو

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.