پادگرد
کاور فریدون توللی | مردان
شعر با صدای شاعر

فریدون توللی | مردان

۲ آبان ۱۴۰۴ · 6 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: مردان ▨ شاعر: فریدون توللی ▨ با صدای: فریدون توللی ▨ موسیقی: کیهان کلهر ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــ سخن اینجاست که مردان را همه کشتند به نامردی من و این نغمه‌ی دردآلود تو و آن خنده‌ی بی‌دردی شبی از پنجره دزدآسا سر آن سفره فروجَستند بَرِ فرزند و زن از شادی به جفا دستِ پدر بستند به یکی حمله بکاویدند سر و سامان خرابش را بگشودند لحافش را بدریدند کتابش را به امیدی که مگر گوید به خیانت سخن از یاران پس هر قهقهه بشکستند سر و دستش چو گنهکاران چه بگویم که در این گیتی دلش از دغدغه خونین بود همه کین بود به ناپاکان گنهی داشت اگر، این بود شده بر حالت او گریان به خموشی دل همسایه بُنِ پرونده یکی بهتان که دروغ آمده از پایه نفسی رفت و در آن دهلیز همه اندر پی او تازان ز قفا بر کمرش هر دم لگد از چکمه‌ی سربازان بن آن کوچه فضایی بود پس آن باغی و دیواری چو نهادند به دیوارش طلبش؛ آبی و سیگاری به دهان بود هنوز آرام بن آن سوخته سیگارش که در آن سوز سحرگاهان بسپردند به رگبارش چون سر از چاک افق بر زد رخِ خورشیدِ زمستانی به یتیمی دو سه، مادر گفت که پدر رفته به مهمانی ▨ فریدون توللی بیست و پنجم بهمن ماه ۱۳۵۰

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.