پادگرد
کاور فخرالدین مزارعی | زمان‌لرزه
شعر با صدای شاعر

فخرالدین مزارعی | زمان‌لرزه

۶ شهریور ۱۴۰۳ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: زمان لرزه ▨ شاعر: فخرالدین مزارعی ▨ با صدای: فخرالدین مزارعی ▨ موسیقی: کیهان کلهر ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــ زمان‌لرزه‌ای اتفاق اوفتاد ز مرزِ کنون، کنده شد بیخِ من شکافی پدید آمد اندر زمان قرون پیش و پس شد به تاریخِ من کهن جا عوض کرد و از چنگِ نو عیان، مسندِ داده را پس گرفت بدل کرد دیروز و امروز جای گذشتِ زمان سیرِ واپس گرفت مرا در فلاخن، کفِ حادثات به بالای سر برد و پرتاب کرد وزان چلّه، چابک چو تیرِ شهاب به ظلماتِ تاریخ پرتاب کرد در اینجا به بیغوله‌ای هولناک، دگر گونه دیدم ره و رسم زیست به یک لمحه از منجنیق زمان به قرن ده افتادم از قرن بیست خلایق به غوغای بازارِ شام به سوداگری، سکه‌هاشان درم غلامان به فرمان، کنیزان به گوش شتر در سرا، خواجگان در حَرَم ز خود پرسم این قومِ اسطوره‌رنگ چه هست اندر این ورطه و من کیم؟ به آشفته‌بازارِ ناموس و ننگ غریب است در چشمشان سکه‌ام ولی هرچه هستم؛ چه نیک و چه بد وجودم در این بوم و بر نا رواست چو اصحاب کهفم در اینجا غریب به بازارشان سکه‌ام شهرواست ▨ فخرالدین مزارعی متخلص به آرزو ایشان دکترای ادبیات و زبان انگلیسی و استاد دانشگاه بود ـــــــــــ پی‌نوشت: در لغت‌نامه دهخدا در توضیح واژه‌ی «شهروا» آمده است: گویند پادشاهی زر قلب و ناسره زد و آنرا شهروا نام کرد و بنابر شدت و تندی خوی در ملک خود رایج گردانید و در غیر ملک او به هیچ نمی‌گرفتند. (از برهان). درم و دینار ناسره که خصوصاً در یک شهر رایج باشد، و این در اصل «شهرروا» بود یک «ر» را مطابق قاعده حذف کردند، و نیز آن درم ناسره که یکی از ملوک ظالم در ملک خود بزور رایج کرده بوده در ملک دیگران رواج نیافت، و ظاهراً به این معنی در اصل شه روا بود. (غیاث) (از رشیدی) (از جهانگیری). زر و سیم ناسره که در ملکی رایج و روا و در غیر آن ناروا باشد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.