پادگرد
کاور تورج نگهبان | سفری در پیش است
شعر با صدای شاعر

تورج نگهبان | سفری در پیش است

۱۴ آبان ۱۴۰۴ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: سفری در پیش است ▨ شاعر: تورج نگهبان ▨ با صدای: تورج نگهبان ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ سفری در پیش است سفری دور و دراز سفری در آغاز سفری به بلندای زمین تا خورشید و به پهنای دیار تردید سفری به فراسوی جهانِ خاکی عالمِ افلاکی در گذرگاهِ غریبی که نه صبح است و نه شام نه نشان است و نه نام نه خزانی، نه بهار نه زمانی در کار ساعتِ قلب ز کار افتاده‌ست با زمان، جان داده‌ست سفری نرم و سبک به سبک‌بالیِ پرواز خیال بی‌نیاز از پر و بال بی‌نیاز از همه خوبی و بدی کینه‌های ابدی حیله و دانشِ انسانِ دوپا آدمِ سربه‌هوا آدم؛ این ذره‌ی ناچیز بزرگ آدم؛ این برّه‌ی در قالب گرگ جُنگی از حادثه‌ی اوج و حضیض مشتی از فلسفه‌ی ضد و نقیض گاه تا عرشِ خداوند در اوج گاه بر کشتیِ بشکسته ز موج سفری در پیش است سفری دور و دراز سفری در آغاز سفری در پیش است سفری دور و دراز سفری در آغاز من از این سفر دور و دراز بازمی‌گردم و، باز دوست دارم که تو با من باشی همه با من باشند همه این‌ها که کنون اینجایند یا که بعد از من و ما می‌آیند همه‌ی ما که به یک شاخه‌ی بودن وصلیم همه‌ی ما که ز یک خون و هزاران نسلیم همه آنان که تواناییِ معنا دارند همه آنان که دلی عاشق و شیدا دارند دوست دارم همه با من باشند غمِ من، دوستِ من، دفتر من، عشق فرزند، پدر، مادرِ من دوست دارم همه با من باشند. ▨ تورج نگهبان

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.