پادگرد
کاور نیما یوشیج | وای بر من
شعر با صدای شاعر

نیما یوشیج | وای بر من

۲۳ شهریور ۱۴۰۳ · 5 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: وای بر من ▨ شاعر: نیما یوشیج ▨ با صدای: احمد کیایی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــ کشتگاهم خشک ماند و یک‌سره تدبیرها گشت بی‌سود و ثمر تنگنای خانه‌ام را یافت دشمن با نگاه حلیه‌اندوزش وای بر من! می‌کند آماده بهر سینه‌ی من تیرهایی که به زهر کینه آلوده ست. پس به جاده‌های خونین کلّه‌های مردگان را به غبار قبرهای کهنه‌اندوده از پس دیوار من بر خاک می‌چیند وز پی آزارِ دل‌آزردگان در میان کله‌های چیده بنشیند سرگذشت زجر را خواند. وای بر من! در شبی تاریک از اینسان بر سر این کلّه‌ها جنبان چه کسی آیا ندانسته گذارد پا؟ از تکان کله‌ها آیا سکوت این شب سنگین -کاندر آن هر لحظه مطرودی فسون تازه می بافد- کی که بشکافد؟ یک ستاره از فساد خاک وارسته روشنایی کی دهد آیا این شب تاریک دل را؟ عابرین! ای عابرین! بگذرید از راه من بی هیچ گونه فکر دشمن من می‌رسد، می‌کوبدم بر در خواهدم پرسید نام و هر نشان دیگر. وای بر من! به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده‌ی خود را تا کشم از سینه‌ی پر درد خود بیرون تیرهای زهر را دلخون؟ وای بر من! ▨ نیما یوشیج بیست و چهارم بهمن ماه ۱۳۱۸

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.