پادگرد
کاور یوسفعلی میرشکاک | سلام بر تو ای جنون
شعر با صدای شاعر

یوسفعلی میرشکاک | سلام بر تو ای جنون

۱۸ آذر ۱۴۰۴ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: سلام بر تو ای جنون ▨ شاعر: یوسفعلی میرشکاک ▨ با صدای: یوسفعلی میرشکاک ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ▨ نام شعر: سلام بر تو ای جنون ▨ شاعر: یوسفعلی میرشکاک ▨ با صدای: یوسفعلی میرشکاک ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــ سلام بر تو ای جنون! که می‌دهی فراری‌ام از این حصارِ دل‌شکن به جاده می‌سپاری‌ام هزار بار برده‌ای به جاده‌ها سپرده‌ای دوباره خسته دیده‌ای به دست خود حصاری‌ام جنون بیا رها مکن که عقل بشکند مرا به دست کهنه‌خصمِ خود چگونه می‌سپاری‌ام؟ غریبه‌ام هنوز هم اگرچه دستِ دوستان چو مار می‌خزد برون ز آستین به یاری‌ام همیشه بیم داشتم که گر ز پا درافکند زمانه‌ام به دشمنی ز خاک برنداری‌ام ز خاک برنداشتی، نمانده جایِ آشتی چه بیهده‌ست این که سر به شانه می‌گذاری‌ام ▨ یوسفعلی میرشکاک

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.