
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: شکواییهای به خدا ▨ شاعر: شیرکو بیکس ▨ با صدای: شیرکو بیکس (کردی) و ئاگر گداری (ترجمه فارسی) ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ له دوای خنکانی حهلهبچه {حلبچه که نفسش برید} سکالایێکی دریژم ... نووسی بۆ خوا {شکواییهای بلند به خدا نوشتم} بهر له خهلکی بۆ درهختێکم خوێندهوه {قبل از هرکس، برای درختی خواندمش} درهخت گریا {درخت گریست} له پهنایا باڵندهیهکی پوستهچی وتی باشه {در پناهِ درخت، کبوتر نامهرسانی گفت} کێ بۆت دهبا؟ {چه کسی برایت میبرد؟} گهر به تهمای منی بیبهم {اگر میخواهی من ببرم} من ناگهمه عهرشی خودا {من نمیتوانم به عرش الهی برسم} بو به شهو درەنگ هوا تاریک شد فریشتهی ڕەش پۆشی شێعرم {فرشتهی سیاهپوش شعرم} وتی: تو هیچ خهمت نهبێ {گفت: غم به دلت راه نده} من بۆت ئهبهم، ههتا سهری {من میبرمش، تا آن بالاها} تا کهشکهلان {تا ملکوت} بهڵام بهڵێنت نادهمێ {اما هیچ قولی نمیدهم} خۆی نامهکهم لێ وهرگرێ {خدا خودش نامهات را از دستم بگیرد} خۆ دهزانی خۆدای گهوره کهی ئهیبێنێ {خودت که میدانی خدای بزرگ را کسی نمیبیند!} وتم سپاس، تۆ ههلفڕه {گفتم سپاسگزارم. تو پرواز کن} فریشته ئیلهام ههلفڕی و {فرشتهی الهام پرواز کرد و} له گهڵ خۆیا سکالای برد {شکواییه را با خود برد} ڕوژێ دوایی که هاتهوه {روز بعدش که بازآمد} سکرتێری پلهی چواری نووسینگهی خوا {منشی ردهی چهارم دفتر خدا} عۆبەید ناوێ و ههر لهسهر ههمان سکالا، له دامێنه {عبید نامی! زیر همان شکایت نامه، در ادامه} به عهرهبی بۆی نووسیبوم {به عربی برایم نوشته بود:} گهوجه ! {احمق!} بیکه به عهرهبی، کهس لێره کۆردی نازانێ و {به عربی بنویس، اینجا کسی کوردی نمیداند و} نایبهین بۆ خوا… {نمیبریمش برای خدا…} ▨ شیرکو بیکس
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
