

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: بر لب شطّ العرب ▨ شاعر: ابولقاسم حالت ▨ با صدای: ابولقاسم حالت ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ هر زمان بر لبِ شطّ العرب افتد گذر من آرد آن منظره یکباره تو را در نظر من با تو روزی لبِ شط بودم و زان پس به همه شب بیتو شطّ دگری میرود از چشمِ ترِ من سحری پیش تو شب کردم و افسوس کزآن پس روزها رفت که بیرویِ تو شب شد سحرِ من شاخ هر نخل بَری داده و من نخلِ امیدم ندهد بَر مگر آندم که تو آیی به برِ من قمر و شمس به شکل تو در آیند به چشمم زآن که دانند تو هم شمسِ منی هم قمر من خبرم هست که از خانهی من با خبری تو خبرم نیست که بهرِ چه نگیری خبر من رحم اگر بر منِ بیدل نکنی، رحم به خود کن زان که ترسم زَنَد آتش به تو سوزِ جگر من در تو روزی اثری میکند این شعر، ولیکن دیگر آن روز نماندهست ز من جز اثر من دولت وصل نیاورده هنوزت به بر من لیک، هجرانِ تو آورده بلاها به سرِ من ▨ ابوالقاسم عبداللَّه فرد متخلص به حالت تیر ماه ۱۳۲۷ - آبادان
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
