پادگرد
کاور نشست ۶۱ -کیخسرو۲۹ دوازده رخ۶
شاه پاد

نشست ۶۱ -کیخسرو۲۹ دوازده رخ۶

۱۲ مرداد ۱۴۰۱ · 1 ساعت و 19 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بزرگان که آن نامهٔ دلپذیر شنیدند گفتار فرخ دبیر هش و رای پیران تنک داشتند همه پند او را سبک داشتند به گودرز بر آفرین خواند ورا پهلوان گزین خواندند پس آن نامه را مهر کرد و بداد به رویین پیران ویسه‌نژاد چو از پیش گودرز برخاستند بفرمود تا خلعت آراستند از اسبان تازی به زرین ستام چه افسر چه شمشیر زرین نیام ببخشید یارانش را سیم و زر کرا در خور آمد کلاه و کمر برفت از در پهلوان با سپاه سوی لشکر خویش بگرفت راه چو رویین به نزدیک پیران رسید به پیش پدر شد چنانچون سزید به نزدیک تختش فرو برد سر جهاندیده پیران گرفتش به بر چو بگزارد پیغام سالار شاه بگفت آنچ دید اندر آن رزمگاه پس آن نامه برخواند پیشش دبیر رخ پهلوان سپه شد چو قیر دلش گشت پردرد و جان پرنهیب بدانست کآمد به تنگی نشیب شکیبایی و خامشی برگزید بکرد آن سخن بر سپه ناپدید از آن پس چنین گفت پیش سپاه که گودرز را دل نیامد به راه از آن خون هفتاد پور گزین نیارامدش یک زمان دل ز کین گر ایدونک او بر گذشته سخن به نوی همی کینه سازد ز بن چرا من به کین برادر کمر نبندم نخارم از این کینه سر هم از خون نهصد سر نامدار که از تن جدا شد گه کارزار که اندر بر و بوم ترکان دگر سواری چو هومان نبندد کمر چو نستیهن آن سرو سایه فگن که شد ناپدید از همه انجمن بباید کنون بست ما را کمر نمانم به ایرانیان بوم و بر به نیروی یزدان و شمشیر تیز برآرم از آن انجمن رستخیز

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.