

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
چو روشن شد آن چادر لاژورد جهان شد به کردار یاقوت زرد نشست از بر اسب جنگی پشنگ ز باد جوانی سرش پر ز جنگ به جوشن بپوشید روشن برش ز آهن کلاه کیان بر سرش درفشش یکی ترک جنگی به چنگ خرامان بیامد به سان پلنگ چو آمد به نزدیک ایران سپاه یکی نامداری بشد نزد شاه که آمد سواری میان دو صف سرافراز و جوشان و تیغی به کف بخندید از او شاه و جوشن بخواست درفش بزرگی برآورد راست یکی ترگ زرین به سر بر نهاد درفشش به رهام گودرز داد همه لشکرش زار و گریان شدند چو بر آتش تیز بریان شدند خروشی بر آمد که ای شهریار به آهن تن خویش رنجه مدار شهان را همه تخت بودی نشست که بر کین کمر بر میان تو بست که جز خاک تیره نشستش مباد به هیچ آرزو کام و دستش مباد سپهدار با جوشن و گرز و خود به لشکر فرستاد چندی درود که یک تن مجنبید ز این رزمگاه چپ و راست و قلب و جناح سپاه نباید که جوید کسی جنگ و جوش به رهام گودرز دارید گوش چو خورشید بر چرخ گردد بلند ببینید تا بر که آید گزند شما هیچ دل را مدارید تنگ چنینست آغاز و فرجام جنگ گهی بر فراز و گهی در نشیب گهی شادکامی گهی با نهیب
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





