

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
چو خورشید برزد سر از کوه و راغ زمین شد به کردار زرین چراغ جهاندار دارا سپه برگرفت جهان چادر قیر بر سرگرفت بیاورد لشکر ز رود فرات به هامون سپه بیش بود از نبات سکندر چو بشنید کامد سپاه بزد کوس و آورد لشکر به راه دو لشکر که آن را کرانه نبود چو اسکندر اندر زمانه نبود ز ساز و ز گردان هر دو گروه زمین همچو دریا بد و گرد کوه ز خفتان وز خنجر هندوان ز بالا و اسپ وز برگستوان دو رویه سپه برکشیدند صف ز خنجر همی یافت خورشید تف به پیش سپاه آوریدند پیل جهان شد به کردار دریای نیل سواران جنگ از پس و پیل پیش همه برگرفته دل از جان خویش تو گفتی هوا خون خروشد همی زمین از خروشش بجوشد همی ز بس نالهٔ بوق و هندی درای همی کوه را دل برآمد ز جای ز آواز اسپان و بانگ سران چرنگیدن گرزهای گران تو گفتی زمین کوه جنگی شدست ز گرد آسمان روی زنگی شدست به یک هفته گردان پرخاشجوی به روی اندر آورده بودند روی بهشتم برآمد یکی تیره گرد بران سان که خورشید شد لاژورد بپوشید دیدار ایران سپاه گریزان برفتند از آن رزمگاه سپاه سکندر پس اندر دمان یکی پرغم و دیگری شادمان سکندر بشد تا لب رودبار بکشتند ز ایرانیان بیشمار سپاه از لب رود برگاشتند بفرمود تا رود بگذاشتند به پیروزی آمد بران رزمگاه کجا پیش بود آن گزیده سپاه
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





