

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
کنون ای سراینده فرتوت مرد سوی گاه اشکانیان بازگرد چه گفت اندر آن نامهٔ راستان که گوینده یاد آرد از باستان پس از روزگار سکندر جهان چه گوید کرا بود تخت مهان چنین گفت داننده دهقان چاچ کزان پس کسی را نبد تخت عاج بزرگان که از تخم آرش بدند دلیر و سبکسار و سرکش بدند به گیتی به هر گوشهای بر یکی گرفته ز هر کشوری اندکی چو بر تختشان شاد بنشاندند ملوک طوایف همی خواندند برین گونه بگذشت سالی دویست تو گفتی که اندر زمین شاه نیست نکردند یاد این ازان آن ازین برآسود یک چند روی زمین سکندر سگالید زینگونه رای که تا روم آباد ماند به جای نخست اشک بود از نژاد قباد دگر گرد شاپور خسرو نژاد ز یک دست گودرز اشکانیان چو بیژن که بود از نژاد کیان چو نرسی و چون اورمزد بزرگ چو آرش که بد نامدار سترگ چو زو بگذری نامدار اردوان خردمند و با رای و روشنروان چو بنشست بهرام ز اشکانیان ببخشید گنجی با رزانیان ورا خواندند اردوان بزرگ که از میش بگسست چنگال گرگ ورا بود شیراز تا اصفهان که داننده خواندش مرز مهان به اصطخر بد بابک از دست اوی که تنین خروشان بد از شست اوی چو کوتاه شد شاخ و هم بیخشان نگوید جهاندار تاریخشان کزیشان جز از نام نشنیدهام نه در نامهٔ خسروان دیدهام سکندر چو نومید گشت از جهان بیفگند رایی میان مهان بدان تا نگیرد کس از روم یاد بماند مران کشور آباد و شاد چو دانا بود بر زمین شهریار چنین آورد دانش شاه بار
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





