

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
به شاهی برو آفرین خواندند همه مهتران گوهر افشاندند یکی موبدی بود شهرو به نام خردمند و شایسته و شادکام بیامد به کرسی زرین نشست میان پیش او بندگی را ببست جهان را همی داشت با داد و رای سپه را به هر نیک و بد رهنمای پراگنده گنج و سپاه ورا بیاراست ایوان و گاه ورا چنین تا برآمد برین پنج سال برافراخت آن کودک خرد یال نشسته شبی شاه در طیسفون خردمند موبد به پیش اندرون بدانگه که خورشید برگشت زرد پدید آمد آن چادر لاژورد خروش آمد از راه اروندرود به موبد چنین گفت هست این درود چنین گفت موبد بران شاه خرد که ای پاکدل نیک پی شاه گرد کنون مرد بازاری و چاره جوی ز کلبه سوی خانه بنهاد روی چو بر دجله بر یکدگر بگذرند چنین تنگ پل را به پی بسپرند بترسد چنین هرکس از بیم کوس چنین برخروشند چون زخم کوس چنین گفت شاپور با موبدان که ای پرهنر نامور بخردان پلی دیگر اکنون بباید زدن شدن را یکی راه باز آمدن بدان تا چنین زیردستان ما گر از لشکری در پرستان ما به رفتن نباشند زین سان به رنج درم داد باید فراوان ز گنج همه موبدان شاد گشتند سخت که سبز آمد آن نارسیده درخت یکی پل بفرمود موبد دگر به فرمان آن کودک تاجور ازو شادمان شد دل مادرش بیاورد فرهنگ جویان برش به زودی به فرهنگ جایی رسید کز آموزگاران سراندر کشید چو بر هفت شد رسم میدان نهاد همآورد و هم رسم چوگان نهاد بهشتم شد آیین تخت و کلاه تو گفتی کمر بست بهرامشاه تن خویش را از در فخر کرد نشستنگه خود به اصطخر کرد بر آیین فرخ نیاکان خویش گزیده سرافراز و پاکان خویش
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





