

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
چو بنشست بر گاه شاه اردشیر بیاراست آن تخت شاپور پیر کمر بست و ایرانیان را بخواند بر پایهٔ تخت زرین نشاند چنین گفت کز دور چرخ بلند نخواهم که باشد کسی را گزند جهان گر شود رام با کام من ببینند تیزی و آرام من ور ایدونک با ما نسازد جهان بسازیم ما با جهان جهان برادر جهان ویژه ما را سپرد ازیرا که فرزند او بود خرد فرستم روان ورا آفرین که از بدسگالان بشست او زمین چو شاپور شاپور گردد بلند شود نزد او گاه و تاج ارجمند سپارم بدو گاه و تاج و سپاه که پیمان چنین کرد شاپور شاه من این تخت را پایکار ویام همان از پدر یادگار ویام شما یکسره داد یاد آورید بکوشید و آیین و داد آورید چنان دان که خوردیم و بر ما گذشت چو مردی همه رنج ما باد گشت چو ده سال گیتی همی داشت راست بخورد و ببخشید چیزی که خواست نجست از کسی باژ و ساو و خراج همی رایگان داشت آن گاه و تاج مر او را نکوکار زان خواندند که هرکس تنآسان ازو ماندند چو شاپور گشت از در تاج و گاه مر او را سپرد آن خجسته کلاه نگشت آن دلاور ز پیمان خویش به مردی نگه داشت سامان خویش
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





