

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
ز کار زمانه چو آگه شدند ز فرمان بگشتند و بیره شدند شکستند زندان و برشد خروش بران سان که هامون برآید بجوش بشهر اندرون هرک به دلشکری بماندند بیچاره زان داوری همیرفت گستهم و بندوی پیش زره دار با لشکر و ساز خویش یکایک ز دیده بشستند شرم سواران بدرگاه رفتند گرم ز بازار پیش سپاه آمدند دلاور بدرگاه شاه آمدند که گر گشت خواهید با مایکی مجویید آزرم شاه اندکی که هرمز بگشتست از رای وراه ازین پس مر اورا مخوانید شاه بباد افره او بیازید دست برو بر کنید آب ایران کبست شما را بویم اندرین پیشرو نشانیم برگاه اوشاه نو وگر هیچ پستی کنید اندرین شما را سپاریم ایران زمین یکی گوشهای بس کنیم ازجهان بیک سو خرامیم باهمرهان بگفتار گستهم یکسر سپاه گرفتند نفرین برام شاه که هرگز مبادا چنین تاجور کجا دست یازد به خون پسر به گفتار چون شوخ شد لشکرش هم آنگه زدند آتش اندر درش شدند اندرایوان شاهنشهی به نزدیک آن تخت بافرهی چوتاج از سرشاه برداشتند ز تختش نگونسار برگاشتند نهادند پس داغ بر چشم شاه شد آنگاه آن شمع رخشان سیاه ورا همچنان زنده بگذاشتند زگنج آنچ بد پاک برداشتند چنینست کردار چرخ بلند دل اندر سرای سپنجی مبند گهی گنج بینیم ازوگاه رنج براید بما بر سرای سپنج اگر صد بود سال اگر صدهزار گذشت آن سخن کید اندر شمار کسی کو خریدار نیکوشود نگوید سخن تا بدی نشنود
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





