پادگرد
کاور بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر
شاهنامه ی فردوسی، با خوانش شادروان اسماعیل قادرپناه

بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر

۲۸ آبان ۱۴۰۰ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

تو را دانش و دين رهاند درست/در رستگارى ببايدت جست و گر دل نخواهى كه باشد نژند/نخواهى كه دائم بوى مستمند به گفتار پيغمبرت راه جوى/دل از تيرگی‌ها بدين آب شوى چه گفت آن خداوند تنزيل و وحى/خداوند امر و خداوند نهى كه من شهر علمم، علیم در است/درست اين سخن قول پيغمبر است گواهى دهم كاين سخن‌ها ز اوست/تو گویى دو گوشم پر آواز اوست على را چنين گفت و ديگر همين/كز ايشان قوى شد به هر گونه دين نبى آفتاب و صحابان چو ماه/به هم بسته‌ی يک دگر راست راه منم بنده‌ی اهل بيت نبى/ستاينده‌ی خاک پاى وصى حكيم اين جهان را چو دريا نهاد/بر انگيخته موج از او تند باد چو هفتاد كشتى بر او ساخته/همه بادبان‌ها بر افراخته يكى پهن كشتى به سان عروس/بياراسته همچو چشم خروس محمّد بدو اندرون با على/همان اهل بيت نبى و ولى خردمند كز دور دريا بديد/كرانه نه پيدا و بن ناپديد بدانست كو موج خواهد زدن/كس از غرق بيرون نخواهد شدن به دل گفت اگر با نبى و وصى/شوم غرقه دارم دو يار وفی همانا كه باشد مرا دستگير/خداوند تاج و لوا و سرير خداوند جوى مى و انگبين/همان چشمه‌ی شير و ماء معين اگر چشم دارى به ديگر سراى/به نزد نبى و على گير جاى گرت زين بد آيد گناه من است/چنين است و اين دين و راه من است بر اين زادم و هم بر اين بگذرم/چنان دان كه خاک پى حيدرم دلت گر به راه خطا مايل است/تو را دشمن اندر جهان خود دل است نباشد جز از بی‌پدر دشمنش/كه يزدان به آتش بسوزد تنش هر آن كس كه در جانش بغض علی است/از او زارتر در جهان زار كيست؟! نگر تا ندارى ببازى جهان/نه بر گردى از نيک پى هم‌رهان همه نيكيت بايد آغاز كرد/چو با نيک‌نامان بوى هم‌نورد از اين در سخن چند رانم همى؟/همانا كرانش ندانم همى

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.