

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
سخنگوى دهقان چه گويد نخست/كه نام بزرگى به گيتى كه جست كه بود آن كه ديهيم بر سر نهاد/ندارد كس آن روزگاران به ياد مگر كز پدر ياد دارد پسر/بگويد تو را يک به يک در به در كه نام بزرگى كه آورد پيش/ كه را بود از آن برتران پايه بيش پژوهندهی نامهی باستان/كه از پهلوانان زند داستان چنين گفت كآيين تخت و كلاه/كيومرث آورد و او بود شاه چو آمد به برج حمل آفتاب/جهان گشت با فرّ و آيين و آب بتابيد از آن سان ز برج بره/كه گيتى جوان گشت از آن يک سره كيومرث شد بر جهان كدخداى/نخستين به كوه اندرون ساخت جاى سر بخت و تختش بر آمد به كوه/ پلنگينه پوشيد خود با گروه از او اندر آمد همى پرورش/كه پوشيدنى نو بد و نو خورش به گيتى درون سال سى شاه بود/به خوبى چو خورشيد بر گاه بود همى تافت ز او فرّ شاهنشهى/چو ماه دو هفته ز سرو سهى دد و دام و هر جانور كش بديد/ز گيتى به نزديک او آرميد دو تا میشدندى بر تخت او/ از آن بر شده فرّه و بخت او به رسم نماز آمدنديش پيش/و ز او بر گرفتند آيين خويش پسر بد مر او را يكى خوبروى/هنرمند و همچون پدر نامجوى سيامک بدش نام و فرخنده بود/كيومرث را دل بدو زنده بود به جانش بر از مهر گريان بدى/ز بيم جداييش بريان بدى بر آمد بر اين كار يک روزگار/فروزنده شد دولت شهريار به گيتى نبودش كسى دشمنا/مگر بدكنش ريمن آهرمنا به رشک اندر آهرمن بدسگال/همى راى زد تا بباليد بال يكى بچه بودش چو گرگ سترگ/دلاور شده با سپاه بزرگ جهان شد بر آن ديو بچّه سياه/ز بخت سيامک و زان پايگاه سپه كرد و نزديک او راه جست/همى تخت و ديهيم كى شاه جست همى گفت با هر كسى راى خويش/جهان كرد يک سر پر آواى خويش كيومرث زين خود كى آگاه بود/كه تخت مهى را جز او شاه بود يكايک بيامد خجسته سروش/به سان پرى پلنگينه پوش بگفتش ورا زين سخن در به در/كه دشمن چه سازد همى با پدر
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





