

بخش ۱۵ - کیومرث (بخش ۳ - کشته شدن دیو سیاه به دست هوشنگ)
۲۸ آذر ۱۴۰۰ · 2 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
خجسته سيامک يكى پور داشت/كه نزد نيا جاه دستور داشت گرانمايه را نام هوشنگ بود/تو گفتى همه هوش و فرهنگ بود به نزد نيا يادگار پدر/نيا پروريده مر او را به بر نيايش به جاى پسر داشتى/جز او بر كسى چشم نگماشتى چو بنهاد دل كينه و جنگ را/بخواند آن گرانمايه هوشنگ را همه گفتنیها بدو باز گفت/همه رازها برگشاد از نهفت كه من لشكرى كرد خواهم همى/خروشى برآورد خواهم همى تو را بود بايد همى پيش رو/كه من رفتنیام تو سالار نو پرى و پلنگ انجمن كرد و شير/ز درّندگان گرگ و ببر دلير سپاهى دد و دام و مرغ و پرى/سپهدار پر كين و كنداورى پس پشت لشكر كيومرث شاه/نبيره به پيش اندرون با سپاه بيامد سيه ديو با ترس و باک/همى بآسمان بر پراگند خاک ز هرّاى درندگان چنگ ديو/شده سست از خشم كيهان خديو به هم بر شكستند هر دو گروه/شدند از دد و دام ديوان ستوه بيازيد هوشنگ چون شير چنگ/جهان كرد بر ديو نستوه تنگ كشيدش سراپاى يک سر دوال/سپهبد بُريد آن سر بیهمال به پاى اندر افگند و بسپرد خوار/دريده بر او چرم و برگشته كار چو آمد مر آن كينه را خواستار/سر آمد كيومرث را روزگار برفت و جهان مردرى ماند از اوى/نگر تا كه را نزد او آبروى جهان فريبنده را گرد كرد/ره سود بنمود و خود مايه خْوَرد جهان سر به سر چو فسانست و بس/نماند بد و نيک بر هيچ كس
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.

