پادگرد
کاور بخش ۲۷ - ضحاک (بخش ۴ - زادن فریدون)
شاهنامه ی فردوسی، با خوانش شادروان اسماعیل قادرپناه

بخش ۲۷ - ضحاک (بخش ۴ - زادن فریدون)

۱ تیر ۱۴۰۴ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

برآمد بر این روزگار دراز/کشید اژدهافش به تنگی فراز خجسته فریدون ز مادر بزاد/جهان را یکی دیگر آمد نهاد ببالید برسان سرو سهی/همی تافت زو فر شاهنشهی جهانجوی با فر جمشید بود/به کردار تابنده خورشید بود جهان را چو باران به بایستگی/روان را چو دانش به شایستگی به سر بر همی گشت گردان سپهر/شده رام با آفریدون به مهر همان گاو کش نام برمایه بود/ز گاوان ورا برترین پایه بود ز مادر جدا شد چو طاووس نر/به هر موی بر تازه رنگی دگر شده انجمن بر سرش بخردان/ستاره‌شناسان و هم موبدان که کس در جهان گاو چونان ندید/نه از پیرسر کاردانان شنید زمین کرده ضحاک پر گفت و گوی/به گرد جهان هم بدین جست و جوی فریدون که بودش پدر آبتین/شده تنگ بر آبتین بر زمین گریزان و از خویشتن گشته سیر/برآویخت ناگاه بر کام شیر از آن روزبانان ناپاک مرد/تنی چند روزی بدو باز خورد گرفتند و بردند بسته چو یوز/برو بر سر آورد ضحاک روز خردمند مام فریدون چو دید/که بر جفت او بر چنان بد رسید فرانک بدش نام و فرخنده بود/به مهر فریدون دل آگنده بود پر از داغ دل خستهٔ روزگار/همی رفت پویان بدان مرغزار کجا نامور گاو برمایه بود/که بایسته بر تنش پیرایه بود به پیش نگهبان آن مرغزار/خروشید و بارید خون بر کنار بدو گفت کاین کودک شیرخوار/ز من روزگاری به زنهار دار پدروارش از مادر اندر پذیر/وز این گاو نغزش بپرور به شیر و گر باره خواهی روانم تو راست/گروگان کنم جان بدان کت هواست پرستندهٔ بیشه و گاو نغز/چنین داد پاسخ بدان پاک مغز که چون بنده در پیش فرزند تو/بباشم پرستندهٔ پند تو سه سالش همی داد زان گاو شیر/هشیوار بیدار زنهارگیر

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.