
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
فرآیند حرکت به محمد برکت بخشید و مغناطیسی او را بسوی سرنوشت هدایت کرد. خورشید هنوز در پهنه آسمان آشکار نشده بود و دم دم صبح نسیم خنکی می وزید. چوپانها گلههای خود را در کوچههای تنگ نوبندگان بسوی دشت میبردند و صدای زنگولهء حیوانات گوش محمد را نوازش میداد، قوت قلب می بخشید و حس میکرد دیگر از سختی ها و مشقات راه حراسان نیست. دشتهایی چه فراخ! کوههایی چه بلند. در گلستانه چه بوی علفی میآمد! من در این آبادی، پی چیزی میگشتم. زندگی خالی نیست: مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست. آری تا شقایق هست، زندگی باید کرد. دورها آوایی است، که مرا میخواند. . موسیقی - سلام از حسن کسایی در دستگاه چهارگاه
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
