پادگرد
کاور دکلمه‌ی شعر سترون
صداستان

دکلمه‌ی شعر سترون

۱۴ فروردین ۱۴۰۲ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

چهارپاره‌ی دوم از کتاب لای پای پاندا گزیده شعرهای سبحان گنجی خاک دنیا سترون است؛ فقط رد شخم مرا ملخ زده است مثل یک برّه‌ی برنزه‌ شده وسط گله‌ای که یخ زده است مثل یک وال خوش‌قواره‌ی خیس بین شن‌های داغ هرمزگان مثل لب‌های ریز هنگامه لای دندان تیز هرمزخان احتمالا زیاد مسخره‌ام مثل بوزینه‌های آرادان یا دروغ است بودنم خیلی مثل تمساح‌های آبادان احتمالا اضافی‌ام انگار مثل بعضی قصاید سعدی یا عجیب و غریب و بی‌ربطم مثل ابیات مضحک بعدی حکم: اعدام روی کنده‌ی سرو جرم: کالبدشکافی کیوی. صلح یعنی چک و لگد خوردن از گزارش‌گر پرس‌تی‌وی... در همین حال و روز بودم که بی حساب و کتاب برگشتی مثل این چند ساله‌ی داروین مثل آن چند ساله‌ی دشتی از زمانی که می‌شناختمت آدم تخس بی خودی بودی هیچ فرقی نکرده هیچ کجات به خیالت پخی شدی؟ بودی! بعد صد سال آمدی چه کنی؟ آمدی تا مرا نجات دهی؟ تا خطاهام را به روم آری؟ آمدی شرح واضحات دهی؟ گفتی از این به بعد غصه نخور نوش‌ها هست از پس هر نیش اول هفته می‌رویم شمال آخر هفته هم جزیره‌ی کیش مات ماتم شمال و کیش کجاست؟ بر نمی‌آید از کسی کاری مثله‌ام کرده‌اند و می‌ترسم بعدها هم نیاد مختاری چند وقتی‌ست مطمئن شده‌ام حرف مفت و حساب هر دو بد است آدمیزاد فکر و حرفش نیست آدمیزاد آنچه می‌کند است

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.