پادگرد
کاور نی‌نامه – شعری از قیصر امین‌پور با صدای شاعر
صدای شاعر – مازیار مهدوی فر

نی‌نامه – شعری از قیصر امین‌پور با صدای شاعر

۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

https://mazyarmahdavifar.com/wp-content/uploads/2012/05/aminpoor-neynameh.mp3 از این‌جا دانلود کنید خوشا از دل نم اشكی فشاندن به آبی آتش دل را نشاندن خوشا زان عشقبازان یاد كردن زبان را زخمه فریاد كردن خوشا از نی، خوشا از سر سرودن خوشا نی‌نامه‌ای دیگر سرودن نوای نی‌، نوایی آتشین است بگو از سر بگیرد، دل‌نشین است نوای نی نوای بی‌نوایی‌ست هوای ناله‌هایش نینوایی‌ست نوای نی دوای هر دل تنگ شفای خواب گل، بیماری سنگ قلم تصویر جانكاهی‌ست از نی علم تمثیل كوتاهی‌ست از نی خدا چون دست بر لوح و قلم زد سرِ او را به خط نی رقم زد دل نی ناله‌ها دارد از آن روز از آن روز است نی را ناله پرسوز چه رفت آن روز در اندیشه نی كه این‌سان شد پریشان بیشه نی؟ سری سرمست شور و بی‌قراری چو مجنون در هوای نی‌سواری پر از عشق نیستان سینه او غم غربت غم دیرینه او غم نی بند بند پیكر اوست هوای آن نیستان در سر اوست دلش را با غریبی، آشنایی‌ست به هم اعضای او، وصل از جدایی‌ست سرش بر نی، تنش در قعر گودال ادب را گه الف گردیده، گه دال ره نی پیچ و خم بسیار دارد نوایش زیر و بم بسیار دارد سری بر نیزه‌ای، منزل به منزل به همراهش هزاران كاروان دل چگونه پا ز گل بردارد اشتر كه با خود باری از سر دارد اشتر؟ گران باری به محمل بود بر نی نه از سر، باری از دل بود بر نی چو از جان پیش پای عشق سر داد سرش بر نی نوای عشق سر داد به روی نیزه و شیرین زبانی! عجب نبود ز نی شكر فشانی اگر نی پرده‌ای دیگر بخواند نیستان را به آتش می‌كشاند سزد گر چشم‌ها در خون نشینند چو دریا را به روی نیزه بینند شگفتا بی‌سر و سامانی عشق! به روی نیزه سرگردانی عشق! ز دست عشق در عالم هیاهوست تمام فتنه‌ها زیر سر اوست

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.