پادگرد
کاور سنگر مادری ،لالایی جنگ
صدا از صَلا

سنگر مادری ،لالایی جنگ

۲۴ آذر ۱۴۰۴ · 26 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

صدای سوت خمپاره‌ها لالایی شب بود و عطر باروت، بوی خمیر نان. این‌جا، در حاشیه خاکی که بوی خون می‌داد، مادری ایستاده بود که دیگر مادرِ یک پسر نبود؛ او مادرِ همه صدای پوتین‌ها بود چشمانش را می‌بستی، انگار پشت پلک‌هایش، هزاران نامه نانوشته از دلتنگی خاک می‌خورد؛ نامه‌هایی که باید به پسرش می‌نوشت، اما این دست‌ها باید آستین‌ها را بالا می‌زدند. دستانی که باید چادر زخم‌بندی می‌شدند، لقمه در دهان مجروح می‌گذاشتند و پتویی را دور شانه‌های لرزان یک جوان می‌پیچیدند که از خانه‌اش هزاران کیلومتر دورتر بود او حرف‌های عاشقانه بلد نبود، بلد بود در گوش هر رزمنده، از خانه بگوید؛ از عطر خاک گلدان شمعدانی و لبخند دختر کوچکی که هر روز به امید بازگشت او، دیوار حیاط را خط خطی می‌کرد. او مرهمِ زخم نبود، او «باید» بود؛ تکیه‌گاه آنی که جهانش در حال فروپاشی بود وقتی خبر می‌آوردند، قلبش نه از سنگ بود و نه از موم. جیغ نمی‌کشید، چون می‌دانست در آن خاک، فریادِ یک مادر یعنی فروریختنِ کمر دیگری. اشک‌هایش را می‌نوشید و می‌گفت: «خدا قوت سرباز من اما شب‌ها، وقتی آخرین چراغ‌ها خاموش می‌شد، کنار اجاق سرد می‌نشست. آن‌جا، در سکوت مطلقِ پس از نبرد، او مادرِ شهید بود؛ مادرِ کسی که هرگز لقمه‌ای را با خیال راحت نخورد و هرگز صدای لالایی‌اش را نشنید این مادران، سنگرشان نه خاکریز، که قلب‌هایشان بود؛ جایی که عشق، قوی‌تر از گلوله، ایستادگی می‌کرد. آن‌ها رفتند تا ما بمانیم، و سکوتِ نبودنشان، بزرگترین فریادِ تاریخ این خاک است

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.