

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
دستهایم را که میفشاری، هنوز گرمای سالها نوازش را حس میکنم، اما چشمهایت، مادر، پر از پرسشی سنگین است که جوابی برایش ندارم. هر قدمی که به این درب جدید نزدیکتر میشویم، تکهای از قلبم در خانه جا میماند. این نه فرار است، نه فراموشی؛ این ناتوانی تلخ پسری است که میخواهد سایهبان باشد، اما میبیند که دیگر توان تحمل باران تنهاییاش را ندارد اینجا، در آستانه “آسایشگاه”، من نه تو را رها میکنم، بلکه تو را به دستانِ مراقبانی میسپارم که قول میدهند شبها بیدار بمانند. با هر قفل در که پشت سرم بسته میشود، هزاران خاطره از آشپزخانه، از لالاییها، و از آغوش امنت فریاد میزنند. ای کاش میتوانستم زمان را متوقف کنم و دوباره همان کودک کوچک شوم که نیازش فقط حضور تو بود. این خداحافظی نیست؛ این سختترین شکلِ “دوستت دارم” است که مجبور شدم به زبان بیاورم.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.


