

جلسه سی و هفتم مثنوی معنوی به روایت استاد علی اصغر بیانی
۲۴ دی ۱۴۰۰ · 1 ساعت و 24 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
شماره (٠٣٧) - ٠٨ شهریور ماه ١٣٨٩ دفتر اول - ابیات ٢٣١٥ تا ٢٤٣٢ زن از اینگونه خشن گفتارها خواند بر شوی جوان طومارها گفت ای زن، تو زنی یا بوالحزن فقر فخرست و مرا بر سر مزن مال و زر، سر را بود همچون کلاه کل بود او، کز کله سازد پناه خواجه در عیبست، غرقه تا به گوش خواجه را مالست و مالش عیب پوش نصیحت کردن زن مر شوی را که سخن افزون از قدم و از مقام خود مگو لم تقولون ما لا تفعلون که این سخن ها اگر چه راستست این مقام توکل تو را نیست و این سخن گفتن فوق مقام و معامله خود زیان دارد و کبر مقتا عندالله باشد _________________________________________ این فقر به تعبیری می توان گفت که "نیاز به حق" و "بی نیازی از خلق" است. فقر در اینجا این معنی را می دهد، و نه فقط فقر اقتصادی و مادی؛ و امر ذاتی است. "برگرفته از متن سخنرانی" ♦ارجاع به حدیث نبوی: "الفقر فخری و به افتخر" فقر افتخار من است. ♦ارجاع به سوره صف، آیه (٣): كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ. نزد خدا بسيار مورد غضب است كه چيزى را بگوئيد كه عمل نمىكنيد.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.



