پادگرد
کاور بوی گل و بانگ مرغ برخاست-غزل 44
سعدیا

بوی گل و بانگ مرغ برخاست-غزل 44

۸ مرداد ۱۴۰۴ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

موسیقی: کریستف رضاعی| برخاست: در هوا پیچید| صحرا: باغِ بیرون شهر| فَرّاش: کسی که فرش و بساط را پهن می‌کند، به معنای«جاروب‌کِش» و در معنای مطلق «مأمور نظافت» بی کار رفته| وَرَق‌بیاَفشانْد: برگ درختان را ریخت و پراکنده کرد| نقّاش صبا: [تشبیه صریح] نقاش بودنِ صبا از این اینجاست که گل‌های رنگارنگ را می‌شکوفاند| سَرِ(چیزی)بودن: میلِ چیزی داشتن| تَفَرُّج: گردش، گشت و گذار| نَهی است: آن را منع کرده‌اند| صُنْع: آفرینش| بی‌چون: در اینجا به صورت اسم به کار رفته.«خدای‌بی‌چون» خدایی که ذات و صفات و افعالِ او به وصف درنمی‌آید| چَشمِ چپ: چشمی که سمت چپ است(کنایه از چشم بد‌بین)| مُهرِمِهر: نقش و نشان عشق| در وی نگرفت: در او اثر نکرد| خارا: نوعی سنگِ بسیار سخت. در اینجا کنایه از (انسان بی‌عاطفه)| تَر و خُشک: کنایه از «همه‌چیز»| بی‌حساب: بی‌شمار| رای: اندیشه| وَرطه: در اینجا یعنی «گرداب». در چاپ یغمایی«غرقه» آمده| آسوده: در اینجا اسم است، شخصِ آسوده| کنار: ساحل

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.