پادگرد
کاور روزها در راه | فصل چهارم - قسمت57 - لاک‌پشتِ پیر
روزها در راه

روزها در راه | فصل چهارم - قسمت57 - لاک‌پشتِ پیر

۲۸ دی ۱۴۰۲ · 1 ساعت و 7 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

قسمت ۵۷ | لاکپشتِ پیر نیما دیشب مرد. دو بعد از نیمه‌شب. ساعت دو و ده دقیقه بود که درِ خانه را سخت کوبیدند. خیال کردم میرآب آمده است آب بدهد، ولی صدای دختر کلفَتِ‌شان که از پشت در بلند شد، داد می‌زد که قضیه از چه قرار است. وقتی رسیدم، زنش چشم‌هایش را هم بسته بود. عر می‌زد. به زحمت او را به اطاق دیگر برده‌ام و دراز رو به قبله‌اش کرده‌ام و قرآنی پیدا کردم و یک ساعتی تنها بودم و زنش را فرستادم خانه‌ی خودمان تا خواهر کوچک نیما و شوهرش آشتیانی پیداشان شد. بعد هم ابوالحسن صدیقی آمد و تا پنج صبح نشستیم و آرامشان کردیم و من چک‌و‌چانه‌ی پیرمرد را بستم...» -------------- برای حمایت از ما « در اولین رویداد پادکست فارسی » با ورود به لینک زیر به ما رای بدید. پادپخش«روزها در راه » در ردیف ۱۳۷ برای رای دادن قرار دارد. لطفا با فیلترشکن خاموش وارد سایت شوید. http://podcastfestival.ir/poll ------------ :نماد کاربری تلگرام @HamisheDarMiyan لينك حمايت مالى پادكست روزها در راه اینستاگرام روزها در راه تلگرام روزها در راه توئيتر روزها در راه

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.