پادگرد
کاور روشنگری دینی در غرب و جهان اسلام - ۱۵
روشنگری دینی در غرب و جهان اسلام با بیان آیت الله محقق داماد

روشنگری دینی در غرب و جهان اسلام - ۱۵

۱۶ مهر ۱۴۰۲ · 11 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

روشنگری درجهان اسلام عصر روشنگری در اروپا، درقرن ۱۷ و ۱۸ میلادی مصادف است با اواخر حکومت امپراطوری عثمانی در جهان اسلام که حکومتی سلطنتی همراه با ولایت مطلقه پادشاه و سوابق سوء سنتهای بسیار تلخ و خشن از قبیل تجاوز ،غارت، کشتار و بَرده کردن زنان و کودکان که متأسفانه همه بنام اسلام و تحت پوشش دین انجام می‌شد ولی جای انکار نیست که تلاشهای روشنگران و تحولات انجام شده در اروپا، تأثیر بسیار زیادی در متحول شدن مناطق تحت سیطره آن امپراطوری گذاشته بود تا آنجاکه منجر به سقوط خلافت شد. خلافتی که به نام جانشینی رسول الله(ص) باتفسیرهای قدرت پسندانه از دین اسلام برای استحکام پایه های اقتدار خود، دست به چنان کردارهایی غیر انسانی زده‌اند که به نظر می‌رسد هیچ یک از آن اعمال قابل دفاع نمی‌باشد. ولی برای مطالعه روشنگری در جهان اسلام نباید به عملکرد حاکمان دو امپراطوری بزرگ اسلامی، عباسیان به مرکزیت بغداد و عثمانیان به مرکزیت اسلامبول و فضای به وجود آمده در دوران اقتدار آنان بنگریم زیرا به یقین با حرکتهایی سرزده از مراکز قدرت مواجه می‌شویم که به هیچوجه با اندیشه‌های روشنگرانه متفکران و خردمندان منطبق نمی‌باشد. برای مطالعه دقیق بایستی اولاً به جهان پهناور اسلامی بنگریم و تحولات رخداده در این ارض پهناور در شرایط گوناگون را مورد بررسی قراردهیم. اگر روشنگری دینی را در معرفت عقلانی و خردگرایی دینی خلاصه کنیم می‌توانیم به صراحت ادعا کنیم که حرکت روشنگری اولاً ریشه در معارف قرآن وسنت دارد و ثانیا حرکت روشنگری سابقه‌اش از نظر زمانی در تمدن اسلامی بسیار دیرینه‌تر است از آنچه که در تمدن مغرب زمین رخ داده است. اینکه گفته شد ریشه در قرآن وسنت دارد، شاهدش آیاتی است که قرآن در خصوص تفکر، تعقل و تدبر و پیروی از حکمت دارد و همگان را به اندیشه‌ورزی در دین و منع از تقلید از آباء و اجداد دعوت می کند شاید همین نکته یک تفاوت اصلی میان قرآن و سایر کتب مقدسه باشد. مثلاً اگر قرآن را با بخش «امثال سلیمان» که در تورات و رساله اول پولس به قرنتیان باب اول ، بند ۱۷ تا ۲۷ و رساله به کولیسان، باب دوم بند۸ که در عهد جدید آمده و حاوی حکمتها و موعظه‌هایی است مقایسه کنیم خواهیم دید که چقدر وسعت توصیه‌های قرآن مجید نسبت به تفکر در اصل معرفت دینی بیشتر و عمیق‌تر است. به آیه زیر توجه کنید: وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ (170-بقره) و هنگامى كه به آنها گفته شود از آنچه خدا نازل كرده پيروى كنيد، مى‏گويند بلكه ما از آنچه پدرانمان را بر آن يافتيم، پيروى مى‏كنيم: آيا حتی اگر پدران آنها چيزى نمى‏فهميدند و هدايت نيافته بودند{‌کورکورانه پیروی باید کنند}؟ با همین مضمون یک آیه دیگر هم آمده (104-مائده). ﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ﴾ و چون به ايشان گويند كه به آنچه خدا نازل كرده است و به پيامبر روى آوريد، گويند: آن آيينى كه پدران خود را بدان معتقد يافته‏ايم ما را بس است. حتى اگر پدرانشان هيچ نمى‏دانسته‏اند و راه هدايت نيافته بوده‏اند (کوکورانه تقلید می‌کنند؟ (104) در این آیات، قرآن تقلید در دینداری هرچند از سنت آباء و اجداد را مردود اعلام داشته و توصیه می‌کند که دینداری بایستی براساس علم، ‌معرفت و تعقل باشد و جالب این است که در آیه دوم موضوع را با "تعالوا" آغاز فرموده است که حاوی مفهوم رشد و ترقی است. به نظر می‌رسد همین اصل است که در تاریخ تمدن اسلامی جنبش‌های خردگرایی و مقابله با تقلید کورکورانه در معارف دینی به وجودآمده است البته نمی‌توان انکار کرد که این‌گونه جنبش‌ها با مخالفتهای بسیار زیادی از نص گرایان روبرو شد و مکتهب‌های متقابلی تشکیل شد که ما در آینده به آنها اشاره خواهیم کرد. به هرحال دینداری خردگرایانه را قرآن مجید تحت عنوان «حکمت» بنیان نهاده است. البته در قرآن مجید از قول انبیای سلف نیز توصیه به تعقل و تفکر و تعلیم حکمت آمده ولی باید دانست که این مطالب راجع به انبیای سلف، نقل قرآن است، آنچه هم اکنون مورد مقایسه می‌باشد معرفت عقلانی دین است که درمیان متون مقدسه، این قرآن است که فقط چنین معرفتی را ارزشمند و دینداری تقلیدی را مردود اعلام داشته است. در تعلیمات اسلامی بخصوص با قرائت شیعی، اصول بنیادین اعتقادی فقط باید از طریق تعقل و تفکر پذیرفته شود و پذیرش تقلیدی بی‌اثر است.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.