

روشنگری دینی در غرب و جهان اسلام - ۱۸
۱۹ مهر ۱۴۰۲ · 13 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بعد از معبد الجُهَنی، شخصی قِبْطی که او را غیلان دمشقی مینامیدند، شروع به تبلیغ عقایدی مشابه او کرد ولی او به تعلیمات معبد، اصلی را افزود که عبارت بود از اصل وجوب امر به معروف و نهی از منکر، البته با این تأکید که امر به معروف و نهی از منکر در مکتب غیلان نه به معنای رایجی بود که در عرف حاکمان ذویالقدرت رایج بود، در عرف رایج تحت تبلیغات دستگاه حاکمه، امر به معروف دو حوزه داشت یکی حوزه عمومی یعنی دخالت هر فرد مسلمان در زندگی دیگری و حوزه دیگر که اجرای آن توسط مأموران خاص منصوب از سوی حاکمان بود، اولاً توصیه عمومی به اطاعت بی چون و چرا از حاکمان و ثانیاً برخورد با منتقدان ومعترضان. غیلان گفت وجوب امر به معروف یعنی لزوم نهایت تلاش در توسعه معرفت عقلانی در میان جامعه و نهی از منکر یعنی تکلیفی که هر مسلمان در مقابل قدرت حاکمه دارد! آنچه غیلان بدین ترتیب افزوده بود آشکارا مزاحم ادامة حاکمیت بنیامیه بود و خطری برای آن محسوب میشد لذا هشام بن عبدالملک همینکه در 105 هـ./723م. بر اریکة خلافت نشست، غیلان را به قتل رسانید. اما مرگ معبد و غیلان، به هیچوجه موجب خاموشی جنبش خردگرایی و روشنگری نشد بلکه موجب قوام هدف آنان شد. تعلیمات ایشان رواج یافت و نفوذ روزافزون پیدا کرد و هزاران نفر عقاید معتزله را پذیرفتند. در همین ایام، دو شخصیت بسیار مهم در یک سال متولد شدند (80 هـ . / 699 م.) و همچون دو ستاره در افق مکتب معتزله درخشیدن گرفتند یکی واصل بن عطا بود و دیگری عمرو بن عبید که هر دو شاگرد حسن بصری بودند که در مسجد بصره تدریس میکرد. بیشترین پیشرفت و اعتلای مکتب اعتزال مرهون واصل بن عطا و عمروبن عبید است که هالهای چشمگیر از فضل و دانش دورشان حلقه زده بود و علاوه بر نظریة قدر و عدل، معتقداتشان را به بسیاری وجوه مهم و ظریف دیگر نیز صورتبندی میکردند. در نتیجه قوت و اعتبار آن مکتب آنچنان بالا گرفت که توجه دربار را به خود جلب کرد. یزید بن ولید (از خلفای اموی) علناً از مکتب معتزله حمایت میکرد و در دورة حکومت وی، هر چند کوتاه بود، این مکتب بر دیگر مکاتب برتری یافت. پس از سقوط خلافت اموی در سال 132 هـ. / 749 م مکتب اعتزال در نزد عباسیان کاملاً با اقبال روبرو شد. ادامه متن : https://RoshangariDini.org
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




