پادگرد
کاور قلعه محمد خان دشتی (قلعه خورموج)
رونۀ سفر

قلعه محمد خان دشتی (قلعه خورموج)

۳ شهریور ۱۴۰۳ · 15 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شهرستان دشتی یکی از مهم‌ترین شهرستان‌های استان بوشهر به لحاظ روحیه فرهنگی و ادبی است. در این دیار بزرگانی چون: فایز، محمد خان، میرزا محمدجعفر خان حقایق نگار، احمد خان، حاج علی مرادی و ... زیسته‌اند و تأثیرات شگرفی را در پهنه استان و حتی در سطح کشور گذاشته‌اند. در بین این شخصیت‌ها و چهره‌ها «محمد خان دشتی» شخصیتی بی‌بدیل و از چند زاویه حائز اهمیت دارد. محمد خان دشتی فرزند سوم «صالح خان» مشهور به «حاجی خان دشتی» است. که در دوم فروردین ۱۲۰۹ خورشیدی پس از «حسین خان» و «حیدر خان» در روستای شنبه چشم به جهان گشود. پدر محمد خان بر اکثر نواحی دشتی حکومت می‌کرد. محمد خان در دوران کودکی به همراه مادر و دو برادر بزرگترش به عراق رفته و بیش از ۲۰ سال در نجف اشرف به تحصیل اشتغال ورزید و پس از فوت مادرش به همراه برادرانش به دشتی مراجعت کرد.با بازگشت فرزندان به ایران پدر حضور فرزندان را گرامی داشت و با آغوش باز ایشان را پذیرفت. حیدر خان را به ریاست دیر و بردستان منصوب کرد، ریاست بلوک ماندستان دشتی که مرکزش کاکی بود را به حسین خان واگذار کرد و محمد خان را در کنار خودش در قلعه قدیمی خورموج که «قلعه میرزا محمدجعفر خان حقایق نگار» بود و در حال حاضر اثری از آن نیست، نگاه داشت که پس از پدر حاکم خورموج شد. محمد خان بنای حکومت خود را بر آبادی خورموج، بذل و بخشش، اجرای عدالت، تشویق فضلا، شعرا و دانشمندان و دستگیری مستمندان می‌گذارد و درب خانه خود را به روی عموم مردم باز می‌گذارد. محمد خان شاعری قزوینی به نام «محمد آیت قزوینی» را به سمت منشی‌گری به استخدام خود در می آورد و دو منشی دیگر نیز از تهران و شیراز استخدام می کنند؛ از اطراف و اکناف مملکت هر جا دانشمند و ادیب و نویسنده ماهری سراغ داشته با گشاده رویی به دیار دشتی مهمان می‌کند و خورموج در زمان حیات ارزشمند محمد خان «دارالعلم» می گردد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.