پادگرد
کاور یک روز سخت A Bad Day (سطح مبتدی)
RojinTalks

یک روز سخت A Bad Day (سطح مبتدی)

۲۳ شهریور ۱۴۰۵ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

Podcast 1 — Elementary (A1) A Bad Day یک روز سخت English Transcript It is Monday morning. Mia is at home with her family. Her mother is making breakfast. Her father is drinking coffee. Mia is getting ready for school. It is a normal morning. Then, Mia’s father looks at his phone. He sees some bad news. There was a big storm in another city. Many homes are damaged. Some people need help. Mia looks at her father. “What happened?” she asks. “There was a bad storm,” he says. “Are the people okay?” “Some people are okay. But some people need help.” Mia feels sad. She sees pictures on the news. She sees damaged houses. She sees people helping each other. Some people bring food. Some bring water. Doctors and firefighters are helping too. Mia asks, “Can we help?” Her mother says, “Yes. We can.” That afternoon, Mia and her family take some clothes, food, and water to a help center. Many other people are there too. Everyone wants to help. Mia is still sad about the storm. But she also sees something good. When something bad happens, people can come together. They can help. They can care for each other. One person cannot do everything. But everyone can do something. “Some people are okay. But some people need help.” Mia feels sad. She sees pictures on the news. She sees damaged houses. She sees people helping each other. Some people bring food. Some bring water. Doctors and firefighters are helping too. Mia asks, “Can we help?” Her mother says, “Yes. We can.” That afternoon, Mia and her family take some clothes, food, and water to a help center. Many other people are there too. Everyone wants to help. Mia is still sad about the storm. But she also sees something good. When something bad happens, people can come together. They can help. They can care for each other. One person cannot do everything. But everyone can do something. ترجمه فارسی صبح دوشنبه است. میا با خانواده‌اش در خانه است. مادرش در حال آماده کردن صبحانه است. پدرش قهوه می‌نوشد. میا دارد برای مدرسه آماده می‌شود. یک صبح معمولی است. بعد پدر میا به گوشی‌اش نگاه می‌کند. یک خبر بد می‌بیند. در شهر دیگری طوفان بزرگی آمده است. خانه‌های زیادی آسیب دیده‌اند. بعضی از مردم به کمک نیاز دارند. میا به پدرش نگاه می‌کند. می‌پرسد: «چه اتفاقی افتاده؟» پدرش می‌گوید: «یک طوفان بد آمده.» میا می‌پرسد: «مردم حالشان خوب است؟» پدرش می‌گوید: «بعضی‌ها خوب هستند، اما بعضی‌ها به کمک نیاز دارند.» میا ناراحت می‌شود. او عکس‌هایی را در اخبار می‌بیند. خانه‌های آسیب‌دیده را می‌بیند. مردمی را می‌بیند که به یکدیگر کمک می‌کنند. بعضی‌ها غذا می‌آورند. بعضی‌ها آب می‌آورند. پزشکان و آتش‌نشان‌ها هم کمک می‌کنند. میا می‌پرسد: «ما هم می‌توانیم کمک کنیم؟» مادرش می‌گوید: «بله، می‌توانیم.» آن بعدازظهر، میا و خانواده‌اش مقداری لباس، غذا و آب به یک مرکز کمک‌رسانی می‌برند. آدم‌های زیاد دیگری هم آنجا هستند. همه می‌خواهند کمک کنند. میا هنوز به خاطر طوفان ناراحت است. اما یک چیز خوب هم می‌بیند. وقتی اتفاق بدی می‌افتد، آدم‌ها می‌توانند کنار هم بیایند. می‌توانند کمک کنند. می‌توانند مراقب یکدیگر باشند. یک نفر نمی‌تواند همه‌چیز را انجام دهد. اما هرکسی می‌تواند کاری انجام دهد. ⸻ Important Vocabulary & Expressions • bad news = خبر بد • storm = طوفان • city = شهر • home / house = خانه • damaged = آسیب‌دیده • need help = به کمک نیاز داشتن • What happened? = چه اتفاقی افتاد؟ • be okay = حال کسی خوب بودن • feel sad = ناراحت بودن • news = اخبار • help each other = به یکدیگر کمک کردن • bring food = غذا آوردن • firefighter = آتش‌نشان • help center = مرکز کمک‌رسانی • care for someone = مراقب کسی بودن • come together = کنار هم آمدن • Everyone can do something. = هرکسی می‌تواند کاری انجام دهد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.