پادگرد
کاور My First Day اولین روز من (مبتدی)
RojinTalks

My First Day اولین روز من (مبتدی)

۲۵ شهریور ۱۴۰۵ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

Podcast 1 — Elementary (A1) My First Day اولین روز من English Transcript Today is my first day at a new job. I wake up early. I am a little nervous. I don’t know the people at my new office. I don’t know my boss. I don’t know what my day will be like. I get dressed and eat breakfast. Then I take the bus to work. I arrive at nine o’clock. A woman comes to me and says, “Hi! You must be Sara.” She smiles at me. Her name is Emma. She shows me my desk. Then she makes me a cup of coffee. We talk for a few minutes. I start to feel better. At the end of the day, I am tired, but I am happy. My first day was not perfect. But it was good. Sometimes, new things are scary at first. But they can also be exciting. ⸻ ترجمه فارسی امروز اولین روز من در محل کار جدیدم است. صبح زود بیدار می‌شوم. کمی استرس دارم. آدم‌های محل کار جدیدم را نمی‌شناسم. رئیسم را نمی‌شناسم. نمی‌دانم روزم چطور خواهد بود. لباس می‌پوشم و صبحانه می‌خورم. بعد با اتوبوس به محل کار می‌روم. ساعت نه می‌رسم. خانمی به طرفم می‌آید و می‌گوید: «سلام! تو باید سارا باشی.» به من لبخند می‌زند. اسمش اِماست. میزم را به من نشان می‌دهد. بعد برایم یک فنجان قهوه درست می‌کند. چند دقیقه با هم صحبت می‌کنیم. کم‌کم احساس بهتری پیدا می‌کنم. در پایان روز خسته‌ام، اما خوشحالم. روز اولم بی‌نقص نبود. اما خوب بود. گاهی چیزهای جدید در ابتدا ترسناک هستند. اما می‌توانند هیجان‌انگیز هم باشند. ⸻ Vocabulary & Useful Expressions first day = روز اول a new job = شغل جدید wake up early = زود بیدار شدن be nervous = استرس داشتن / مضطرب بودن office = محل کار / دفتر boss = رئیس get dressed = لباس پوشیدن eat breakfast = صبحانه خوردن take the bus = با اتوبوس رفتن arrive = رسیدن desk = میز کار make someone a cup of coffee = برای کسی یک فنجان قهوه درست کردن feel better = احساس بهتری داشتن at the end of the day = در پایان روز tired = خسته scary = ترسناک exciting = هیجان‌انگیز

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.