پادگرد
کاور رازهای ماناسلو آشکار میشود
روایتگر

رازهای ماناسلو آشکار میشود

۸ آبان ۱۴۰۴ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

کوهنوردی و لمس جهان کوانتوم هرچند قواعد دنیای کوانتوم در ابعاد اتمی و زیر اتمی قابل شرح و بیان است، با اینحال در لبه های جهان کلاسیک هم این قواعد خود را به نوعی نمایان میکنند. چندگانگی حقیقت از ویژگی های بارز دنیای کوانتوم است که در مثال گربه شرودینگر شهره خاص و عام شده. در کوانتوم پدیده ها در حالت سوپرپوزیشن هستند و عاملی از جهان فیزیک کلاسیک مثل تعیین مقدار کردن آنها، باعث می‌شود که ان حالات ممکن تنها به یکی از حالات خود فرو پاشیده شود و به اصطلاح ثبوت و ظهور یابد. با این وجود در برخی از موقعیت ها جهان کلاسیک هم قادر به پذیرفتن قواعد دنیای کوانتومی میشود. جایی که آگاهی آدمی در تمامیت خود دچار شوک میشود. خیلی ها از تجربه‌ انبساط زمان در مساله سقوط از ارتفاع سخن گفته اند. اینکه پدیده ها در ابعاد غیر متعارف از حیث زمان و مکان قابل تجربه میشود. حرکت ها اسلوموشن و ابعاد بسیار بزرگتر از حد معمول خود جلوه میکنند. وجه مشترک همه این تجربه ها قرار گرفتن آنها در حدی بودن آنهاست. یعنی انسان در لبه های جهان قرار میگیرد جاییکه قادر به درک مرز میان مرگ و زندگی میشود. یکبار در حال بارفیکس رفتن بودم و حرکت دهمی را در انتهای توانم میخواستم انجام بدهم، درست وقتی که پاهایم را به شکمم فشرده بودم که بهویی میله بارفیکس کنده شد و من از ناحیه کمر به چارچوب اهنی در خوردم. بخوبی یادم هست که خودم را روی دیواری دیدم که یک سمت آن سیاهی و سمت دیگر، روشنایی بود. تنها یک فوت کافی بود که مرا به یکی از این دو سمت هل دهد.آنچه در این نوشته میخواهم بیانش کنم این است که در شرایط حدی چندگانگی حقیقت جلوه پیدا میکند. در داستان راشومون، روایت مرگ سامورایی از چهار زاویه مطرح میشود که کاملا از همدیگر متفاوت هستند. در مثال زیر پرده از چهره یکی دیگر از این چندگانگی حقیقت برمیدارم. از همان ابتدای پیگیری روایت جلال رابوکی، تمام اقوالی که از همنوردان جلال میشنیدم حاکی از این بود که حق جلال در برنامه صعود ماناسلو خورده شده و جلال علیرغم اینکه تواناترین کوهنورد تیم بوده اما در نهایت اسدی که یک ستوان ارتشی در آن زمان بوده، برای صعود نهایی انتخاب میشود و جلال از بابت این مساله احساس بی عدالتی در خود پدید می‌آورد

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.