

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
راوی: میکائیل شهرستانی , مهرخ افضلی «جری من هیلیارد» در هتل دولاک، در یکی از شهرهای ایتالیا، سکونت داشت. او منتظر خواهر و عمه اش بود که به آنجا بیایند و با هم به «ریوا» بروند. جری براثر یک اتفاق خود را به جای «تونی» که راهنمای کوهنوردی است جازد و ... در خدمت آقای ویلدر و خانواده اش بود تا به کوهنوردی بروند. سرانجام خواهر جری که «نانی» نام داشت، به همراه عمه اش به آنجا آمدند و کُنستانتینا، دختر آقای ویلدر که دوست قدیمی نانی بود، به دیدن او رفت. نانی از اینکه دید جری در دسترس نیست، احساس ناراحتی می کرد. در همین زمان کنستانتینا گفت که شما فردا به ویلای ما بیایید و من به نمایندگی از پدرم نامه ای به جری می نویسم و از او دعوت می کنم به دیدار ما بیاید. بعد نامه را به گوستاو می دهیم تا هر زمان که جری به هتل آمد، نامه را به او بدهد. کنستانتین به محض بازگشت نامه ای برای جری نوشت و آن را به گوستاو رساند. از طرف دیگر جری که متوجه بازگشت خواهر و عمه اش شد، به هتل آمد ولی خود را به خواهرش نشان نداد. او دو نامه به خواهرش و کنستانتین نوشت و وانمود کرد که نامه ها از اتریش ارسال شده اند. آن شب جری به طور تصادفی با ستوان دیفرا درگیر شد و بعد از چند ساعت گوستاو برای ویلدرها خبر آورد که تونی به جرم اینکه یک ارتشی فراری است، دستگیر و زندانی شده است. ویلدرها نیز چاره را در آن دیدند که تا صبح روز بعد صبر کنند. مختصری درباره ی نویسنده: جین وبستر، بانوی رماننویس و نمایشنامهنویس آمریکایی بود که آثار برجستهای چون بابا لنگ دراز (۱۹۱۲) و دشمن عزیز (۱۹۱۵) را به رشته تحریر درآورده است. آلیس جین چندلر وبستر در سال ۱۸۷۶ در روستای فردونیا ایالت نیویورک آمریکا بهدنیا آمد. او تنها فرزند خانوادهای بود که به ادبیات و نشر اندیشه و فرهنگ توجه ویژهای داشتند. او در ۱۱ ژوئن ۱۹۱۶ پس از به دنیا آوردن دخترش براثر تب زایمان درگذشت. جین وبستر سبکی ساده و روان داشت و دیدگاههای اجتماعی و سیاسی خود را در نوشتههایش مطرح میکرد. از خصوصیات سبک وی این است که مخاطبانش در محدوده سنی خاصی قرار نمیگیرند. از این دیدگاه، شیوه نگارش جین وبستر بسیار شبیه مارک تواین است. یکی از دلایل این تأثیرپذیری، خویشاوندی مادر جین با مارک تواین و علاقهمندی و مطالعه زیاد آثار وی در نوجوانی است.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





