پادگرد
کاور جزیره اسب ها
روایت های کتاب گویا/ داستان (به یاد حسین محمدیانی

جزیره اسب ها

۱۳ اسفند ۱۴۰۰ · 1 ساعت و 49 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

راوی: میکائیل شهرستانی , مهرخ افضلی جزیره ی اسب ها نوشته ی آیلیس دِیلون است . این داستان در "اِنی شِرون"، جزیره ی کوچک ایرلندی در ساحل وسیع "کونه مارا" و یکی از دهات آن "روس مور" که در ساحل قرار داد اتفاق می افتد و جزیره ی اسبها آرام آرام شخصیت ها را به خود دعوت می کند. جزیره ی اسب ها ماجرای دو نوجوان به نام های "پت" و"دنی" را مطرح می کند که قصد دارند برای صید مارماهی به دریا بروند، اما در میانه‌ی راه تصمیم می گیرند برای یک بارهم که شده به جزیره‌ی اسب‌ها رفته و آنجا را از نزدیک ببینند. آنها به جزیره می رسند و یک شب را در آنجا سپری می کنند. خیلی اتفاقی موفق می شوند کره اسبی را بگیرند، غافل از اینکه این کار، آنها را با مشکلات بسیاری روبرو می کند و آنها حسابی گرفتار می شوند. دو نفر که خود را از گشتی های ساحلی معرفی می کنند، پت و دنی را به عنوان دزد اسب ها با خود می برند اما در میانه ی راه گرفتار طوفان شده و دنی و پت به ساحل جزیره ای می رسند. درآن جزیره با شخصی به نام لوک آشنا می شوند و همه با هم به جزیره‌ی اسب‌ها می روند . در این سفر مادربزرگ نیز که آرزو دارد برای مرور خاطرات گذشته به جزیره ی اسب ها برود، با آنها همراه می شود. او قبلا ساکن این جزیره بوده و حالا بعد از مدت ها آنجا را می بیند. آنها به ساحل نقره ای می روند تا کره ی مادیان را بگیرند. اما بعد از مدتی متوجه ماجرای دزدیدن اسب ها به وسیله همان گروهی می شوند که خود را گشتی های ساحلی معرفی کرده بودند. سردسته ی آنها شخصی به نام "مک کافی" است که دستگیر می شود و پت و دنی و لوک و مادربزرگ از جزیره نجات پیدا می کنند... کتاب گویای جزیره‌ی اسبها ماجرای دو نوجوان به نام های پت و دنی را بیان می کند که رویای سفر به جزیره ی اسبها را در سر دارند. پس در اولین فرصت به آنجا رفته و کره اسبی را می گیرند. ادامه ی داستان را بشنوید...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.