

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
راوی: حمید محمدی «گری نِویل» توانمندترین بازیکن تیم نبود؛ همیشه شوخی می کرد که روی سنگ قبرش بنویسند: ۶ از ۱۰؛ چون عضو کوچکی از بازیکنانی همچون کانتونا، رونالدو، بکهام، اسکولز، گیگز و ... بود. هیچوقت یک ستارهی بزرگ فوتبالی نبود؛ امّا بد هم بازی نمیکرد. او یکی از وفادارترین بازیکنان بود که تا زمان خداحافظیاش از فوتبال، فقط در تیم منچستر یونایتد به میدان رفت. گری نویل اثبات این مسئله است: «خواستن توانستن است». پیشنهاد میکنم با این توضیحات، این کتاب را حتماً گوش کنید. «گری الکساندر» نویل (Gary Neville)، متولد ۱۸ فوریه ۱۹۷۵، بازیکن فوتبال اهل انگلستان است. او فوتبال را از ورزشگاه «اولدترافورد» شروع کرد و در دوران بازیاش فقط در منچستریونایتد بازی کرد. کتاب قرمز را «میلاد وفادار» ترجمه کرده است. او فوتبال را از اولدترافورد شروع کرد و در دوران بازیاش فقط در منچستریونایتد بازی کرد. گری در اوایل سال ۲۰۱۱ ناگهان از دنیای فوتبال خداحافظی کرد. وی برادر بزرگتر «فیلیپ جان نویل» است. نویل اکنون مجری تلویزیون است. * بخشی از کتاب قرمز لجاجت نویلها هم با من همراه است. برای درک لجاجت خانوادهی ما، باید این داستان را بدانید که چگونه اسم پدرم «نِویل نِویل» شد. پس از اینکه او به دنیا آمد، یک ماما بالای سر او رفت و تخته گیرهایِ کنار او را برداشت و گفت: «نویل؟ اوه، این اسم خوبی برای پسر نورسیده شماست». عمهی بزرگ من آنجا بود و گفت: «نه، اسمش نویل نیست. این نام خانوادگی او است. نِویل نِویل. نمیشود چنین اسمی گذاشت». مادربزرگ من کسی بود که نمیشد برای او تعیین تکلیف کرد. نمیپذیرفت کسی بگوید چه نامی را برای پسرش بگذارد یا نگذارد. «چرا نِویل نِویل نمیشود؟ من او را به اسمی صدا میزنم که خودم میخواهم.» پس از این خودسری مادربزرگم بود که نام پدرم نویل نویل شد. خیلیها میگویند که من خیرهسری خود را از مادربزرگم به ارث بردهام. خانوادهی مادری من متانت بیشتری دارند و خصوصیاتشان به فیل رسیده است. او همیشه آسانگیرترین فرزند خانواده بوده و قطعاً من حساسترینشان هستم. تریسی در تعادل است. در سالیان ابتدایی، رابطه نزدیکتری بین آن دو برقرار بود. با توجه به دوقلو بودنشان، در مدرسه همکلاس بودند. ولی همهی ما شبیه هم بودیم. نمیتوانید با فیلیپ درگیر شوید. او با کسی تند نمیشود و این ویژگی از کودکی همراهش بوده است. با همدیگر کلنجار میرفتیم؛ ولی اگر این روند ادامه مییافت، پدر تنبیهمان میکرد. مسئلهی مهم، نظم بود. روی حرف والدینمان حرف نمیزدیم و اگر میگفتند تا ساعت ۹ باید خانه باشید، همین کار را میکردیم. یادم میآید شبی با بیست دقیقه تأخیر به خانه برگشتم و پدرم بالای پلهها مرا شلاق زد. دیگر آن کار را تکرار نکردم؛ چون درسی که در خانه میآموختیم، همواره همراهمان میماند. بیش از هر چیز، ورزش بود که من و فیل را به هم نزدیک کرد. هرگاه وقت خالی داشتیم، سراغ فوتبال یا کریکت میرفتیم. روز و شب بازی میکردیم. اختلاف سنّیِ دو سال زیاد نیست و به همین خاطر ما همه کارها را با یکدیگر انجام میدادیم. عادت داشتیم به انتهای جادهی بزرگ بِری-براکس برویم. پیراهنی را روی زمین میگذاشتیم و توپ را به آسمان شوت میکردیم و چالش این بود که ببینیم چه کسی میتواند زودتر پیراهن را بپوشد و توپ را زیر پایش متوقف کند. نبردی تنبهتن میان من و او بود. تصور کنید، دو نویل گاهی برای ساعتها به هم میپیچیدند. حتی اگر تا نیمهشب بازی میکردیم، شاهد گلی نبودید. * افتخارات با منچستریونایتد: قهرمانی جام حذفی انگلیس در سال ۱۹۹۲ قهرمانی لیگ برتر انگلیس در سال ۱۹۹۶ قهرمانی جام خیریه انگلیس در سال ۱۹۹۶ قهرمانی لیگ برتر انگلیس در سال ۱۹۹۷ قهرمانی جام خیریه انگلیس در سال ۱۹۹۷ قهرمانی لیگ برتر انگلیس در سال ۱۹۹۹ قهرمان جام حذفی انگلیس در سال ۱۹۹۹ قهرمانی لیگ قهرمانان در سال ۱۹۹۹ قهرمانی جام بین قارهای در سال ۱۹۹۹ قهرمانی لیگ برتر انگلیس در سال ۲۰۰۰ قهرمانی لیگ برتر انگلیس در سال ۲۰۰۱ قهرمانی لیگ برتر انگلیس در سال ۲۰۰۳ قهرمان جام حذفی انگلیس در سال ۲۰۰۴ قهرمانی جام اتحادیه انگلیس در سال ۲۰۰۶ قهرمانی لیگ برتر انگلیس در سال ۲۰۰۷ *قرمز را میلاد وفادار ترجمه کرده و کتاب حاضر در ۲۵۴ صفحه رقعی توسط نشر گلگشت در سال ۱۳۹۸ چاپ شده است.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





