پادگرد
کاور ربه‌‌‌ کا
روایت های کتاب گویا/ داستان (به یاد حسین محمدیانی

ربه‌‌‌ کا

۲۱ اسفند ۱۴۰۰ · 2 ساعت و 38 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

راوی: نگین خواجه نصیر , محسن زرآبادی «ماکسیم» همیشه متعلق به «ربه‌کا» بود. ربه‌کا هنوز برایش زنده بود. رایحه‌ حضورش را احساس می‌کرد. ربه‌کا تا ابد خانم وینتر بود و من بیهوده به عمارت آمده بودم. مثل دیوانه‌ها در خانه‌ی زنی غریبه زندگی می‌کردم. ربه‌کا، ربه‌کا، ربه‌کا .... درباره‌ی کتاب: رمان «ربه‌کا» درباره‌‌ی زندگی دختر جوانی است که به همراه ارباب خود زندگی می‌کند. او در یک سفر با مردی میان‌‌سال آشنا می‌شود و پس از مدت کوتاهی با او ازدواج می‌کند. دختر پس از ورود به خانه‌‌‌‌ی اشرافی ماکسیم با ردّ پای «ربه‌کا»، همسر سابق ماکسیم، روبه‌رو می‌شود و به‌‌‌‌سبب تعریف‌هایی‌ که‌ از گوشه‌ و کنار درباره‌‌ی جذابیت، مردم‌‌داری و شخصیت ربه‌کا می‌شنود، سخت مجذوب شخصیت‌ او می‌شود؛ اما سرانجام می‌فهمد ربه‌کا زنی‌ نبود که‌ او تصور می‌کرد و .... *** تقریباً ۷۵ سال پیش کتاب ربه‌کا منتشر شد و امروز، این رمان را شاهکار «دافنه دوموریه» می‌دانند. داستان ربه‌کا، حکایتی مرموز، جذاب و عاشقانه است. این داستان با به‌‌‌ تصویرکشیدن فضاهای یک عمارت بزرگ و اشرافی مخاطب را به خود جذب می‌‌کند؛ تا جایی‌‌که بادهای وزیده در ساحل، موهای خواننده را نوازش می‌کند، بوی گل‌های روییده در باغ به مشام خواننده می‌رسد و نگرانی و اضطراب راوی داستان (که تا پایان کتاب نامش مطرح نمی‌شود،) در تمام لحظات، خواننده را رها نمی‌کند؛ اما خواننده در همه‌‌ی اتفاقات خود را حاضر در ماجرا می‌بیند. *** درباره‌ی نویسنده: «دافنه دو موریه»، نویسنده‌ی انگلیسی، را معمولاً با شاهکارش «ربه‌کا» به یاد می‌آورند. اما داستان «پرندگان» او نیز که دست‌مایه‌ی فیلمی با همین نام به کارگردانی «آلفرد هیچکاک» شد، در میان اهالی ادبیات شهرت بسیاری دارد. پدر و مادرِ دو موریه بازیگر بودند و نویسندگانی چون «جی. ام. بری» و «ادگار والاس» با خانواده‌ی او رفت‌وآمد داشتند. دو موریه در دوران نوجوانی داستان‌نویسی را آغاز کرد و در همان زمان توانست نخستین داستانش را در یک مجله‌ی ادبی منتشر کند. در سال ۱۹۳۱ نخستین رمان خود، «روح دوست‌داشتنی»، را نوشت و هنوز در ابتدای دهه‌ی سوم زندگی‌اش بود که به شهرت بسیاری رسید. «کورن وال»، محلّی که این نویسنده به آن علاقه‌ی فراوانی داشت، موقعیت مکانیِ بسیاری از رُمان‌های او است. او در جایی نوشته ‌است: «کورن وال» به او آزادی نوشتن، پرسه‌زدن، راه‌رفتن و تنها بودن را داده‌ است. دو موریه از «خواهران برونته» به‌عنوانِ نزدیک‌ترین الهام‌دهندگان ادبی خود یاد می‌کند و بهترین کار او، یعنی ربه‌کا، رمانتیسیسم گوتیکِ مشابهی همچون آثار آنها دارد. از بیشتر آثار دو موریه در تئاتر و سینما اقتباس شده است. «اورسون ولز» با نمایش‌نامه‌ی رادیویی خود از «ربه‌کا» در سال ۱۹۳۸ (که به‌‌نوبه‌ی خود الهام‌بخش نسخه‌ی سینمایی برنده‌ی اسکار هیچکاک از این رمان در سال ۱۹۴۰ بود،) این جریان را باب ‌کرد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.