پادگرد
کاور باباگوریو
روایت های کتاب گویا/ داستان (به یاد حسین محمدیانی

باباگوریو

۲۱ اسفند ۱۴۰۰ · 4 ساعت و 50 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

راوی: مسعود کرامتی پیرمرد تنهایی در پانسون خانم ووکر زندگی می کند که همه او را باباگوریو صدا می زنند. این پیرمرد همه زندگی اش را برای دو دخترش گذاشته است؛ دخترانی که حالا هر کدام زندگی مستقلی دارند، اما فقط وقتی نیاز دارند، یاد پدرشان می افتند. سال ۱۸۱۹ میلادی، پانسیون فقیرانه ای در یکی از محله‌های فقیرنشین پاریس! در پانسیون خانم ووکر، افرادی زندگی می کنند که هر کدام برای خود داستان و رازها و غم هایی دارند؛ کسانی که روزی وضع مالی خوبی داشته اند، مانند باباگوریو و کسانی که در جست‌وجوی شهرت و ثروت و راهیابی به مجامع اشرافی پاریسی در آنجا ساکن‌اند، مانند اوژن! باباگوریو به خاطر بخشیدن ثروتش به دخترانش، دلفین و آناستازی، به خاک سیاه فقر نشسته است. او با جاه‌طلبی های اوژن همراه می شود و رابطه ای بین اوژن و دختر باباگوریو شکل می گیرد. باباگوریو همه توان خود را برای خوشبختی دخترانش می‌ گذارد، اما این دو دختر هیچ بویی از عاطفه نبرده‌اند و ... *رمان باباگوریو را بسیاری از مترجمان به فارسی برگردانده‌اند و در انتشارات گوناگونی به چاپ رسیده است. ترجمه ادوارد ژوزف در انتشارات ققنوس ترجمه بهروز بهزاد در انتشارات فرخی ترجمه مهدی سحابی در نشر مرکز و ...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.