

وقایع نگاری یک جنایت از پیش اعلام شده
۲۲ اسفند ۱۴۰۰ · 1 ساعت و 30 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
راوی: علی همت مومیوند دو برادر دوقلوی آنجلیکا تصمیم دارند سانتیاگو ناصر را بکشند تا از خواهرشان اعاده حیثیت شود. همه مردم شهر به جز سانتیاگو و مادرش از موضوع خبر دارند و خیلیها مخالف این کارند و سعی دارند جلوی این کار را بگیرند، اما .... روزی که سانتیاگو به قتل میرسید، پنج و نیمِ صبح بیدار شد و منتظرِ کشتیای ماند که اسقف باهاش میآمد. خواب دیده بود از جنگلی با انجیربُنهای تناور میگذشت که آنجا بارانی ریز و ملایم میبارید و یک لحظه، توی خواب، احساس خوشبختی کرد، اما بیدار که شد به نظرش رسید فضلهِ پرندهها سرتاپایش را گند زده است. جنازهای که تحویلمان دادند زمین تا آسمان با قبل از کالبدشکافی فرق داشت. نصفِ جمجمه را مته مخصوص نابود کرده بود، و سیمای عاشقکش جوانِ خوبرو که از گزند مرگ در امان مانده بود سرانجام هویتش را از دست داد. *کتاب: Chronicle of a Foretold Death (به زبان اسپانیایی: Chronicle of Death ) (۱۹۸۱) فیلم: Chronicle of a De Foretold (ایتالیایی: Cronaca di una morte annunciata، اسپانیایی: Chronicle of a Death Anniversary) (۱۹۸۷) *در ایران این رمان توسط ناشران و مترجمان عزیزی وارد بازار شده است : این کتاب با نام «وقایع نگاری یک جنایت از پیش اعلام شده» با ترجمه ایرج زهری در انتشارات روزبهان و با ترجمه اسماعیل قهرمانی پور در انشارات روزگار چاپ شده است. همچنین این کتاب را به تازگی لیلی گلستان به نام «گزارش یک مرگ» از زبان فرانسه به فارسی ترجمه کرده است. این داستان غیرخطی را یک راوی ناشناخته روایت میکند. ماجرا از صبح روز مرگ سانتیاگو ناصر آغاز میشود. سانتیاگوی عربتبار که وارث ثروت پدرش بوده است به همراه مادر، آشپز و فرزندش زندگی میکند. او فردای یک جشن عروسی به قتل میرسد؛ قتلی که تقریبا تمام شهر از آن خبر داشتند، اما کاری برای آن نکردند.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
