پادگرد
کاور من سرهنگ هستم
روایت های کتاب گویا/ داستان (به یاد حسین محمدیانی

من سرهنگ هستم

۶ اردیبهشت ۱۴۰۱ · 5 ساعت و 8 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نویسنده: مهدی دریاب راوی: بهرام ابراهیمی , محمد حاتمی , قربان نجفی , بهرام سروری نژاد , محمد رضاعلی این کتاب گویا مجموعه داستان‌هایی است درباره‌‌ی زندگی شهید «عبدالرسول قربانی». وی رئیس پلیس آگاهی و از شهدای ناجا بود که در جریان یک گروگان‌‌گیری به شهادت رسید. بخشی از کتاب: ناگهان هر دو دستش را برد بالا و محکم کوبید روی میز: - ای خدا، رسول قربانی مسئول امنیّت شهر باشه، بعد این نامردها دختر مردم رو گروگان بگیرن!؟ سرهنگ از اینکه نتوانسته بود کاری انجام بدهد، از درون می‌سوخت. از دیدن آن صحنه نزدیک بود گریه کنم. بالأخره هم آقای یاوری به پلیس اجازه‌‌ی دخالت نداد و پذیرفت در قبال آزادی دخترش پول را جور کند. تنها چیزی که از این گروگان‌‌گیری نصیبمان شد، یک اسم بود: «روشن‌‌فکر»! درباره‌ی نویسنده «مهدی دُریاب»، متولد سال ۱۳۵۶، نویسنده‌ی معاصر ایرانی است. او فعالیتش را در عرصه‌ی نویسندگی با فیلم‌‌نامه‌نویسی آغاز کرد، ولی چون نمی‌‌توانست ایده‌هایش را به فیلم تبدیل کند، به نوشتن رمان و ادبیات داستانی کتاب روآورد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.