پادگرد
کاور چند روز مانده به عید پاک
روایت های کتاب گویا/ داستان (به یاد حسین محمدیانی

چند روز مانده به عید پاک

۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱ · 3 ساعت و 16 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نویسنده: زویا پیرزاد راوی: فریبا متخصص , رضا عمرانی داستان خاطرات فردی به نام ادموند را بیان می کند. در بخش اول ادموند کودک است؛ در بخش دوم ازدواج کرده و دختری به نام آلنوش دارد و در بخش پایانی همسر خود را از دست داده و تنها زندگی می کند. زمان روایت هر سه فصل، یک روز پیش از عید پاک است. زمینه اصلی داستان جدال بین سنت، غرور و تعصب با عواطف انسانی و تعلقات ذهنی انسانهاست. آنجا که باید بین «عشق، احساس و خانواده» و «جامعه» یکی را انتخاب کرد. زویا پیرزاد در این داستان با نثری بسیار ساده و روان این جدال را به تصویر کشیده است. موضوع ستم بر زنان، به خصوص در فصل نخست و در مناسبات پدر و مادر ادموند، تجلی پیدا می‌کند. مادر ادموند از زیباترین شخصیت‌ های زن ادبیات ماست که با ایجاز و استادی پرداخته شده است؛ زنی سودایی، در چنگال مردی سطحی گرفتار آمده که کوچک ترین استعدادی برای درک زیبایی و ظرافت ندارد؛ زنی که از آشپزی و خانه‌داری بیزار است، ساعت‌ها دست زیر چانه جلوی پنجره می‌ نشیند و بیرون را تماشا می‌کند، از زخم زبان بستگان شوهرش درباره ناتوانی در خوب درست کردن دلمه رنج می‌برد، دوست دارد متفاوت باشد، گلدوزی‌ های زیبایی می‌ دوزد، اما آنها را به کسی نشان نمی‌دهد، دوست دارد شبی را با پسرش در هتل بگذراند، گویی محیط خانه، بستگان و جامعه چیزی را درون این زن نابود می‌ کند. *** «زویا پیرزاد» از مطرح‌ ترین بانوان نویسنده ایرانی معاصر است. این داستان‌ نویس ارمنی‌ تبار فعالیت خود را با ترجمه کتاب‌ های گوناگون و نوشتن داستان‌های کوتاه برای نشریه‌ ها آغاز کرد. پیرزاد پیش از روی آوردن به داستان نویسی، کتاب‌هایی ترجمه کرد که «آلیس در سرزمین عجایب» اثر لوییس کارول و «آوای جهیدن غوک»، مجموعه هایکوهای شاعران آسیایی، از جلمه آنهاست. وی در سال ۱۳۷۰، ۱۳۷۶ و ۱۳۷۷، سه مجموعه از داستان‌ های کوتاه خود را به چاپ رساند؛ «مثل همه عصرها»، «طعم گس خرمالو» و «یک روز مانده به عید پاک» به سبب نثر متفاوت خود با استقبال مردم رو به رو شدند. داستان کوتاه «طعم گس خرمالو» برنده جایزه بیست سال ادبیات داستانی در سال ۱۳۷۶ شد. «عید پاک» یکی از روزهای تعطیل در سال مسیحی است که یکشنبه‌ ای در ماه مارس یا آوریل است. زمان این عید، برخلاف دیگر عیدها و مراسم، ثابت نیست و هر سال میان ۲۲ مارس (۲ فروردین) تا ۲۵ آوریل (۵ اردیبهشت) تغییر می‌کند و بدین گونه محاسبه می‌شود که اولین یکشنبه بعد از ماه کاملی که پس از اعتدال بهاری باشد، عید پاک است. یکی از رسوم بسیار رایج در عید پاک، رنگ کردن تخم مرغ و خوردن آن است که بی تردید معنای نمادین دارد. در روز عید، به ویژه بچه‌ها، تخم مرغ‌های رنگین را که «خرگوش» در گوشه و کنار باغ پنهان کرده، پیدا می‌کنند و با لذت می‌خورند.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.