
کتابفروشی کنج خیابان(ربکا ریسین)
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۱ · 2 ساعت و 32 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
نویسنده: ربکا ریسین راوی: مهدیه نساج اگر دلتان برای شنیدن یک داستان عاشقانه ی ساده و سرراست تنگ شده و می خواهید برای لحظه هایی زندگی را ساده و دوست داشتنی ببینید، به کتابفروشی کنج خیابان مراجعه کنید! وقتی عاشق کتابی و یک کتابفروشی داری و همه زندگی ات را با خواندن داستانهای عاشقانه سپری کرده ای، سرانجام شاید خودت نیز سرنوشتی مشابه قهرمانهای رمانها پیدا کنی! دختری به نام سارا اسمیت در شهر کوچک اشفورد زندگی میکند. او عاشق کتاب است و یک کتابفروشی نیز در کنج خیابان دارد. مردم این شهر کوچک با یکدیگر دوستاند؛ مخصوصاً صاحبان مغازههای خیابانی که سارا در آن کتابفروشی دارد. روزی یک خبرنگار جذاب و خوش سر و زبان از نیویورک وارد کتابفروشی سارا می شود آیا او به دنبال سوژه خبرنگاری اش برای سوء استفاده از سارا که حالا با راه اندازی وبلاگ کتابخوانی شهرتی هم به دست آورده، آمده یا منظور دیگری داردو ... * آیا شما هم جزو کسانی هستید که منتظرند مردی با اسب سفید، در چاچوب درِ خانه پیدا شود و شما را با خود به سرزمین خوشبختی ببرد؟ واقعیت را نمی دانم، اما در قصهی ما، به شکل ناباورانه ای، این اتفاق میافتد!
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
