

جغرافیای من و تو
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۱ · 2 ساعت و 3 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
نویسنده: جنیفر اسمیت راوی: آرزو روشناس در روز اول سپتامبر، دنیا در تاریکی فرورفت. اما لوسی پتِرسون که به دیوارِ فلزیِ آسانسوری تاریک تکیه زده بود، امکان نداشت از گستردگیِ این واقعه خبر داشته باشد... خاموشی فراتر از ساختمانی بود که لوسی تمام عمرش را در آن زندگی کرده و الان برقِ تمام خیابانها هم رفته و چراغهای راهنمایی خاموش شدهاند و خبری از زمزمهی هواکشها نیست و تنها سکوتی تپنده و وهمناک باقی مانده. هنوز هیچی نشده، مردمِ زیادی به خیابانهای درازِ مَنهَتَن ریخته بودند و مثل ماهیهای آزاد که برخلاف جریان آب شنا میکنند، بهسمت خانههایشان میرفتند. در تمام جزیره، بوق ماشینها هوا را میشکافد و مردم پنجرهها را باز کردهاند و بستنیها در هزاران هزار فریزر دارند آب میشوند. تمامِ شهر مثل شمعی که فوتش کرده باشند خاموش شده؛ اما در آن مکعبِ بینورِ آسانسور، لوسی امکان نداشت از این وقایع خبر داشته باشد... اما در این تاریکی اتفاق زیبایی برای لوسی می افتد و او با پسری به نام ایوان آشنا می شود و عشق ردپایش را در زندگی آن ها جا می گذارد. با اینکه لوسی و ایوان مدت کوتاهی را در آسانسور با هم سپری کرده اند٬اما دست سرنوشت لوسی و ایوان را به ادینبورو و سان فرانسیسکو، به پراگ و پورتلند و به شهرهای دیگر دنیا می کشاند، این دو از طریق کارت پستال٬ ایمیل و تلفن٬ با هم در تماس می مانند. اما آیا راهی برای رسیدن به هم دارند؟ جنیفر اسمیت، نویسنده ی جوان جغرافیای من و تو، نگاهی هوشمندانه به شخصیت هایش دارد و نگاهی حیرت انگیز به عشق. او در این کتاب نشان می دهد مرکزِ دنیا مکانِ خاصی نیست. گاهی شخصی خاص مرکزِ دنیاست.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




