پادگرد
کاور اگر بمانم
روایت های کتاب گویا/ داستان (به یاد حسین محمدیانی

اگر بمانم

۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۱ · 2 ساعت و 6 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نویسنده: گیل فورمن راوی: مهرخ افضلی کتاب «اگر بمانم» داستان میا و خانواده‌اش است که در یک روز برفی تصمیم می‌گیرند به مسافرت بروند؛ مسافرتی که زندگی همه را تغییر میدهد! پزشک‌ها مدام می‌آیند و سرمی‌زنند و پلک‌هایم را بالا می‌گیرند و چراغ قوه را در آن تکان می‌دهند. کمی خشن و شتاب‌زده هستند؛ انگار ارزش ندارد با پلکِ آدم مهربان‌تر رفتار کنند. این کار باعث می‌شود بفهمم ما در زندگی چقدر کم چشم‌های هم‌دیگر را لمس می‌کنیم. شاید پدر و مادرمان پلکمان را نگه دارند تا توی چشم‌مان فوت کنند که گرد و خاک بیرون بیاید؛ یا شاید همسرِ کسی قبل از خواب مثل لمسِ بالِ پروانه چشم‌هایش را ببوسد؛ اما پلک مثل آرنج یا زانو یا شانه نیست؛ یعنی بخش‌هایی از بدن که به لمس و تکان خو گرفته‌اند. نمی‌دانم آیا وقتی آدم می‌میرد، چیزهایی که موقع زنده‌بودن برایش اتفاق افتاده بود، یادش می‌ماند یا نه! شاید معقول باشد که یادش نماند. شاید مردن مثل قبل از تولد است؛ یعنی یک دنیا هیچ. *کتاب: If I stay ، ۲۰۰۹ فیلم: If I stay ، ۲۰۱۴

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.