
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
نویسنده: اکبر رادی کارگردان: صدرالدین شجره حدود سال ۱۳۳۳ است. پسیخان یکی از روستاهای شمال کشور است. تنها دارایی مردی زارع و فقیر (آقاگل) یک گاو است که در یک شب بارانی دزدیده میشود. آقاگل در غم از دست دادن این گاو، شدیدا غمزده و اندوهگین میشود. دزد گاو کسی نیست جز آقا بلبل پسیخانی. او یک تمشکفروش ساده بود که دلش میخواست یک دکه جگرکی داشته باشد و دود آن را بفرستند به قهوهخانه کبلاییدایی... و حالا توانسته به این آرزویش برسد... هشت سال گذشت و بلبل هر سال رشد زیادی کرد، او با زیرپا گذاشتن اخلاق، و له کردن دیگران به این مرتبه رسیده است. خان عمو دو دختر دارد. دختر بزرگش در اثر آبله یک چشمش را از دست داده است و از این رو هیچ خواستگاری ندارد و در ضمن ازدواج نکردن او، مانع ازدواج خواهر کوچکترش هم شده است. بلبل به خان عمو می گوید حاضر است که با دختر بزرگ او ازدواج کند و درعوض خان عمو خانه ی رشتش را که مخروبه شده است، پشت قباله دخترش کند تا با فروش آن به سر و سامان برسند.... سالها گذشته است و بلبل یک مرد متمول و نامدار در فرمانیه تهران است....
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
