پادگرد
کاور زندگانی بتهوون
روایت های کتاب گویا/ داستان (به یاد حسین محمدیانی

زندگانی بتهوون

۱۸ خرداد ۱۴۰۱ · 2 ساعت و 28 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نویسنده: رومن رولان راوی: امیرحسن ندایی موسیقی بتهوون هرگز کهنه نمی شود؛ چراکه از پدیده های جاویدان تمدن بشری است. شاید این کتاب گویای کوچک سرود ستایشی است برای بتهوون که آثارش همواره زیبایی ها و لطافت‌های زندگی را در کنار زشتی ها و پلیدی هایش به ما نشان داده است. دکتر امیرحسن ندایی، استاد دانشگاه و موسیقیدان، خود از سیزده سالگی با این کتاب خو گرفته است. انتخاب ایشان برای خوانش این کتاب و روایت زندگی بتهوون، تاثیر بسزایی در حال و هوای حسی کار داشته است. امیدوارم این کتاب کوچک و جذاب همراه همیشگی شما باشد و از شنیدنش حظ کافی ببرید. این اثر راوی زوایای پنهان زندگی خصوصی نابغه موسیقی جهان است. هنرمندی که ناشنوا بود و در این حال بزرگترین قطعات تاریخ موسیقی کلاسیک و رمانتیک را آفرید. روابط کاری و عاشقانه، شکستها و پیروزیها و وصیت نامه ی بتهوون بخشهای جذاب کتاب این است. «رومن رولان»، نویسنده بنام فرانسوی، با همسرش برای دیدار با «ماکسیم گورکی»، نویسنده ی نامدار روسی، به روسیه سفر می کنند. هنگام خداحافظی، در ایستگاه قطار، گورکی به رولان می گوید: «رومن رولان عزیز! خواهش می کنم حتماً «زندگانی بتهوون» را بنویسید. یقین دارم که هیچ کس بهتر از شما قادر به این کار نیست». *متن اصلی این کتاب به زبان فرانسوی، نخستین بار در سال ۱۹۰۳ در پاریس منتشر شد و پس از آن بارها به چاپ رسید. کتاب گویای حاضر ترجمه‌ ی نسخه‌ ای از چاپ بیست و دوم کتاب اصلی است که در سال ۱۹۴۶ کتاب فروشی «هاشت» در پاریس منتشر کرد. کتاب را در ایران زنده یاد «محمود تفضلی» در سال ۱۳۳۰ ترجمه و انتشارات «امیرکبیر» آن را چاپ کرده است.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.