پادگرد
کاور آخرین انار دنیا
روایت های کتاب گویا/ داستان (به یاد حسین محمدیانی

آخرین انار دنیا

۲۳ آذر ۱۴۰۱ · 6 ساعت و 53 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

:راوی قطب الدین صادقی ادبیات كرد , رئالیسم جادویی رمان آخرین انار دنیا با عنوان اصلی «دواهه‌مین هه‌ناری دونیا» اثر نویسنده کُرد، بختیار علی است که برای اولین بار در کشور سوئد چاپ شد.این رمان تاکنون به زبان‌های بسیاری ترجمه شده و یکی از شاه‌کارهای ادبیات کرد است. «مظفر صبحدم» در هنگام جنگ‌های داخلی با فرمانده خود در خانه کوچکی محاصره می‌شوند و امکان فرار هردو نفر وجود ندارد؛ بنابراین مظفر تصمیم می‌گیرد بماند و در برابر نیروهای دشمن مقاومت کند تا یعقوب صنوبر بتواند فرار کند. بعد از این اتفاق، مظفر اسیر می‌شود و به مدت ۲۱ سال در صحرا زندانی می‌شود. مظفر صبحدم در ۲۲ سالگی اسیر شد و وقتی که در زندان بود فقط فرمانده‌اش، یعنی یعقوب صنوبر به او نامه می‌نوشت. نامه‌های امیدبخشی که در آن به او وعده‌ی زندگی در زیباترین قصر جهان را می‌داد، اما تنها چیزی که مظفر به آن اهمیت می‌داد، پسرش «سریاس» بود. درواقع تنها دلیل زنده ماندن او و تحمل زندان، دیدن دوباره پسرش بود. در ادامه یعقوب صنوبر، مظفر را از زندان آزاد می‌کند، اما به هنگام آزادی به او می‌گوید که در بیرون از زندان همه تو را از یاد برده‌اند و دنیای بیرون فاسد شده است و همه دچار بیماری‌اند و تو نباید روح پاک خودت را دوباره به دست دنیای خارج بدهی و آن را آلوده کنی. ولی مظفر صبحدم شوق دیدار پسرش را دارد؛ بنابراین از دست فرمانده خود فرار می‌کند و …

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.